تبليغاتX
خالد حاج محمدی

::آغازين وبلاگ::

 

درباره

خالد حاج محمدى



khaledhaji@yahoo.com
0046707485754

 

طراح قالب

طراح قالب

 

پشتيباني

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

كمپین برای آزادی دانشجویان زندانی , مصاحبه با نشريه پرتو

 

كمپین برای آزادی دانشجویان زندانی , مصاحبه با نشريه پرتو

پرتو: شما کمپینی برای آزادی دانشجویان دستگیر شده را فراخوانده اید، هدف از کمین شما چه است و تا کنون چه اقداماتی برای آزادی این دستگیر شدگان انجام داده اید:

خالد حاج محمدی: هدف کمپین ما آزادی همه دانشجویان زندانی است. تلاش ما این است کل امکانات و توان خودمان را برای جلب توجه افکار عمومی هم در داخل ایران و هم در سطح بین المللی برای دفاع از دانشجویان و مطالبات آنها و فشار به جمهوری اسلامی جهت آزادی بی قید و شرط آنها جلب کنیم. همزمان و در همین راستا به همه نیروها، احزاب و شخصیتها اعلام کرده ایم و تلاش میکنیم که نیروی مان را متحد کنیم و با هم این تلاش انسانی را پیش ببریم. اخبار مبارزات دانشجویان و خانواده های زندانیان، کارگران در مراکز مختلف و مردم در شهرهای مختلف را منعکس کردیم تا به گوش جهانیان برسد. تاکنون در کشورهای اروپائی، کانادا و امریکا سعی کرده ایم به مراجع بین المللی از پارلمان اروپا تا امنستی اینترنشنال، اتحادیه های کارگری، احزاب و جریانات انساندوست، نهادها و شخصیتهای سیاسی- اجتماعی و فرهنگی خوشنام مراجعه کنیم، آنها را از اتفاقات در دانشگاهها، دستگیری دانشجویان، شکنجه و زندانی کردن آنها مطلع کنیم، پیام دانشجویان و مردم ایران و انتظار آنها از این نهادها را با آنها در میان بگذاریم و از آنها بخواهیم که به کمین برای آزادی دانشجویان پیوسته، به جمهوری اسلامی اعتراض کنند و خواهان آزادی دستگیرشدگان شوند.تا كنون براثر این تلاشها و فعالیت جریانات و احزاب و شخصیتهای دیگر تعداد زیادی از نهادها از پارلمان اروپا تا امنستی، تعدادی از احزاب اروپایی از انگلستان تا سوئد، بخشی از اتحادیه های دانشجویی عملا به کمپین برای آزادی آنها پیوسته و طی نامه های اعتراضی به سفارت خانه های جمهوری اسلامی و دفتر ریاست جمهوری نامه خواهان آزادی بی قید و شرط دانشجویان شده اند. در بسیاری از شهرها از جمله لندن، استکهلم، گوتنبرگ، هامبورگ، تورنتو، هیلسنکی، کلن، آکسیونهای اعتراض را فراخوان داده و بعضا مشترکا با احزاب و جریانات مختلف پیش برده ایم و کماکان به این فعالیتها ادامه میدهیم. در خود ایران کل تشکیلات ما در چهارچوب امکانات آنجا و با توجه به فاکتورهای مختلف در همین راستا و برای بسیج مردم، کارگران، زنان و انواع نهاد و تشکل در تلاش بوده ایم که در مقابل تعرض جمهوری اسلامی سدی بسته شود و بخش هر چه بیشتری از مردم آزادیخواه را در دفاع از دانشجویان و برای آزادی دستگیر شدگان به میدان آوریم.
 
پرتو: شاید برای اولین بار در تاریخ مبارزاتی دانشجویان و مردم در ایران این دستگیریها با چنین عکس العمل وسیعی از طرف مردم روبرو شده است. دلیل این مساله چیست؟
خالد حاج محمدی:  این صدایی از اعماق جامعه بود، شوکی به کل طبقه کارگر و انسان آزاده در ایران بود که تکانی بخورد و همین هم اتفاق افتاد. در این مدت اعتراضات زیادی در دانشگاههای مختلف ایران، از تهران و مازندران و شیراز گرفته تا مشهد، بابلسر، همدان، کرمانشاه، تبریز، سنندج، یزد و ... در جریان بوده است. هزاران نفر طومار اعتراضی را در تهران و سنندج امضا کرده و برای رژیم ارسال کرده اند. کارگران بخشی از مراکز از پتروشیمی و عسلویه گرفته تا ایران خودرو ... از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دفاع کرده اند.

پرتو: هدف رژیم  مرعوب کردن جامعه است. فکر میکنید چقدر امکان عقب راندن این تلاش رژیم و آزاد کردن دانشجویان دربند وجود دارد؟

خالد حاج محمدی: من فكر میكنم امروز دیگر برگشت به قبل از ١٦آذر نا ممکن است و همین مایه افتخار هر انسان شرافتمندی است.  بحث من این نیست که امکان مرعوب کردن جامعه کاملا منتفی است این به فاکتورهای زیادی بستگی دارد که باید جایی دیگر به آن پرداخت. ولی ما میتوانیم جمهوری اسلامی را باز هم بیشتر به عقب برانیم و کل دانشجویان را آزاد کنیم. کلید این مسئله در دست ما است،  مردم آزادیخواه، کارگران، زنان، دفاع همه جانبه دانشجویان، اعتراض همه جانبه ما به جمهوری اسلامی، فشار هر روزه برای آزادی آنها و هزار اقدام در این جهت ممکن است و میتواند جمهوری اسلامی را سر جای خود قرار دهد. هنوز یک هزارم نیروی ما و مردمی که قلب آنها را فتح کرده ایم به نیروی فعاله برای آزادی دانشجویان تبدیل نکرده و به میدان نیاورده ایم. هنوز حتی در یک مرکز کارگری یک ساعت اعتصاب برای آزادی آنها صورت گرفته نشده. باید در این جهت قدمهای جدیتر برداریم، باید موفقیتهای تا کنونی را دستمایه قدم های بعدی کرد. آزادی دانشجویان کاملا ممکن است، نیرویش را داریم، توانش را داریم، فضای سیاسی آماده است و یک آتشفشان که سر باز کرده است.


 
 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 22:11 توسط خالد حاج محمدی | 

مهمترين مسايل سياسى روز

 

  برنامه چهارشنبه يازدهم  جولاى ٢٠٠٧

مهمترين مسايل سياسى روز

مهمترین مسائل روز: اطلاعیه حزب در محکومیت ترور ابو امیر؛ عراق (فشار بردولت جورج بوش برای اعلام تاریخ خروج نیروهای نظامی از عراق)؛ تهدیدهای نظامی دولت ترکیه در شمال عراق

18 تیر: دستگیری های اخیر،  گفتگو با جمال کمانگر

عراق، اوضاع سیاسی منطقه، موقعیت جمهوری اسلامی، اپوزوسیون راست، چپ وحکمتیسم (گفتگو با خالد حاج محمدی)

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:24 توسط خالد حاج محمدی | 

اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه

 

اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه

به نقل از کمونیست ١٤٤
اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه
 خالد حاجی محمدی
 

اول ماه مه امسال شاهد تلاشهای زیادی از جانب فعالین کارگری و سوسیالیستها برای برپایی مراسمهای این روز بود. از مدتها قبل از اول مه فعالین کارگری برای تدارک مراسمهای این روز دوره ای از جدل و تبادل نظر و مشورت را با هم پیش بردند. چگونگی برگزاری این مراسمها، خواست و مطالبات و قطعنامه کارگران در این روز، به میدان آوردن کارگران و مردم، سراسری کردن صف آرایی روز کارگر، قطعنامه و سخنرانان آن، چگونگی مقابله با پلیس و دهها سوال دیگر همراه با بحثهای مفید بر سر موقعیت جنبش کارگری و گرایشات مختلف آن، موانع پیشروی و ...  مورد بحث بوده اند.
روز اول مه جدا از جشن ها و تجمعات خانوادگی و جمعهای کوچک و بزرگ در شهرهای مختلف، ما شاهد تحرکاتی نسبتا وسیع در تهران و سنندج هستیم. روز جمعه ٧ اردیبهشت کارگران و محافل و تشکلات مختلف کارگری، کانونهای مدافع زنان و کودکان و جمعهای زیادی از دانشجویان دانشگاههای تهران علیرغم فشار و تهدید نیروهای انتظامی، در آبشارخور روز کارگر را جشن گرفتند. در شهر تهران مراسم اعلام شده توسط خانه کارگر رژیم، به میدان اعتراض کارگران علیه موقعیت فلاکتبار زندگی و عاملان آن تبدیل شد. جالب این است که جمهوری اسلامی و خانه کارگرش با تمام نقشه هایی که ریخته بودند، جرائت نکردند حتی مراسم خانه کارگرشان و محل آن را از قبل اعلام کنند. درست صبح روز اول مه روزنامه های تهران محل مراسم خانه کارگر را اعلام کردند. میدانستند تجمع وسیع کارگران میتواند بساط آنها را به هم بزند و مراسم را به اعتراض کارگر به وجوه مختلف فلاکت و محرومیت و بانیان آن تبدیل کند. اینها به جایی نرسید، کارگران در این مراسم با طرح خواستها و مطالبات خود، با طنین کارگر، کارگر اتحاد اتحاد و کارگر معلم، دانشجو اتحاد، مشتی به دهان علیرضا محجوب و خانه کارگر زدند و در خیابانها با صف هزاران نفره خود راه افتادند و اعتراض خود را به نظم سرمایه اعلام کردند. در سنندج مراسم کارگران این شهر از جانب چماقداران رژیم مورد حمله قرار گرفت و ١٤ نفر از کارگران دستگیر شدند و هم اکنون در زندانند.    مراسم اول مه امسال جدالی آشکار و روشن میان جمهوری اسلامی و طبقه کارگر بود. جمهوری اسلامی هم با تمام ارگانهای مختلف آن از وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و لباس شخصی و آخوند  و اداره کار و خانه کارگر و انواع ارگان سرکوبگرش از مدتها قبل خود را برای تقابل با کارگران آماده کرده بودند.
از مدتها قبل مراکز اطلاعات آنها شروع به تهدید فعالین کارگری و نه تنها اینها بلکه دانشجویان، فعالین کمونیست، شخصیتهای خوشنام و سخنگویان نهادهای انسانی کردند. احضار کردند، تهدید کردند و هشدار دادند که در این روز تحت نظر هستند و هرچه اتفاق افتد از چشم آنها میبینند. پرونده چند ساله فعالین کارگری سقز را زنده کردند، جلال حسینی ،  برهان دیوارگر و محسن حکیمی را حکم تعلیقی دادند و محمود صالحی را دستگیر و روانه زندان کردند. برای شکستن فضای اعتراضی در دانشگاه  و برای ترساندن فعالین دانشجویی نقشه ریختند و سرانجام در دانشگاه امیر کبیر تهران بهانه تراشیدند و با بسیج چاقوکشان حزب الله به جان دانشجویان افتادند. همزمان با اینها پروژه ارتجاعی رعایت پوشش اسلامی پیش کشیدند و دست به تهدید و ارعاب علیه زنان زدند.  در کل این مدت مراسم آدم ربایی آنها فعال بود و در مواردی دانشجویان را شبانه ربوده و با کتک و شکنجه و تهدید، روبرو ساختند. این تلاشها بدنبال شکست آمریکا در عراق و کشمکش با جمهوری اسلامی به بهانه اتمی و به عنوان بخشی از تقلای رژیم جهت به شکست کشاندن مردم معترض در فضایی است که سیاست دول غربی برایش ایجاد کرده است. تلاشهای جمهوری اسلامی در کل این پروسه و نقشه و تهدید و ارعاب آنها در اول مه بر بستر همین اوضاع باید مورد توجه قرار گیرد. تاثیر سیاست ارتجاعی دول غربی و در راس آنها دولت بوش و سیاستهای اعمال شده آن در منطقه و احساس قدرت جمهوری اسلامی بعد از شکست امریکا در عراق، به جمهوری اسلامی فرصتی داده است که علیه طبقه کارگر و مردم معترض استفاده میکند.
اینکه نهایت این صف بندی میان مردم معترض و جمهوری اسلامی به کجا خواهد کشید، بستگی به عوامل زیادی دارد که پرداختن به همه آنها جایش اینجا نیست. اما تلاش رژیم در اول مه و قمه چرخانی و عربده کشی حزب الله علیه کارگر و مردم در اول مه بخشی از نقشه درازمدت تر جمهوری اسلامی بر بستر اوضاع کنونی منطقه است.
اول مه امسال میتوانست از اینها فراتر برود. میتوانست نقشه شوم جمهوری اسلامی را نقش بر آب کند. برای این امر احتیاج به درجه بسیار بالاتری از اتحاد در میان کارگران و تلاش همه جانبه تر از جانب رهبران و فعالین کارگری و کمونیستها است.
در این تردیدی نیست که در اول مه امسال از جانب فعالین کارگری و کمونیستها تلاش شد سطحی از اتفاق ایجاد شود. تلاش شد درجه ای از اتحاد بوجود بیاید. تلاش شد پیوندی میان اعتراض کارگر و بخشهای معترض دیگر در دفاع از حقوق مشروع و انسانی آنها ایجاد شود. اینها را در کل این پروسه و در خود اعتراضات روز کارگر میتوان دید. دفاع از معلمان و مبارزات آنها، علیه دستگری فعالین دانشجویی و شعارهای، کارگر، دانشو معلم اتحاد،  گویای این تلاش بود. از مدتها قبل از اول مه رهبران کارگری و فعالین کمونیست و برابری طلب تلاش کردند و شهر به شهر گشتند و در محافل مختلف نشستند و با هم مشورت کرند و تلاش کردند قانع کنند که راه این است. تلاش کردند روز اول مه روزی باشد که در فردای آن درجه ای از اتحاد در میان کارگران ایجاد شده باشد. این تلاش خارج از هر ارزیابی که وجود داشته باشد قابل تقدیر است و در همین حد تاثیر مثبت خود را گذاشت، اما کافی نیست.
سنتهای بازدارند در جنبش کارگر، تاثیر سنتهای حاشیه ای و غیر کارگری و کنار زدن آنها در جنبش کارگری تنها در تلاش برای اتحاد کنار گذاشته نخواهند شد. راه سر راست به میدان آمدن تمام قد سنتی است که منفعت کل طبقه کارگر را قطب نمای حرکت خود کرده است. سنتی که روز کارگر برایش، اعلام منفعت مشترک با کارگران جهان به عنوان یک طبقه است. گرایشی که هر جا باشد، منفعت عمومی طبقه کارگر برایش اصل است. گرایشی که نقد کامل و بی کم و کاست به کل نظام سرمایه داری دارد، که کارگر را یک طبقه میداند و علیه تمام بندهایی است که تحت نام وطن، ملت، زبان و رنگ به کارگران آویزان میکنند. این سنت که خود را در مقابل کل طبقه کارگر مسئول میداند و روشن و بی توهم خواهان لغو کار مزدی است. این سنت که گرایشات بازدارنده  و موانع راه اتحاد کارگر را میشناسد و به آن نقد سریع و روشن و طبقاتی دارد. در اول مه امسال همه گرایشات و همه بوچونها به نوعی احساس میکردند باید با هم بود. اما پیشروی  و قد علم کردن طبقه کارگر در گرو پا پیش گذاشتن کارگران کمونیست و سنتی است که نقد کار مزدی را هدف خود گذاشته است و روشن و بی ابهام متکی به سنت خود است و نقد روشن و طبقاتی به سنتهای غیر کارگری در این جنبش دارد.
اگر هنوز و متاسفانه امسال هم شاهد عروج وسیع و قدرتمند طبقه کارگر در اول ما مه در ایران نیستیم، اگر صف اعتراض و تجمع کارگران در تهران را هنوز کارگر نفت و مراکز کلیدی در صف مقدم آن نیستند، و اگر این مهم بخشا به فاکتور کل اوضاع سیاسی بر میگردد، یکی از فاکتورهای مهم نیز این است که هنوز کارگر کمونیست به عنوان رهبر با نفوز و قابل اعتماد، روشن و قاطع با روشنبینی و داشتن مرز روشن و سریع با سایر گرایشات پا پیش نگذاشته است. تلاش برای تامین این مهم اولین خشت ایجاد هر اتحاد وسیع و محکمی در میان طبقه کارگر ایران است.
 



+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:38 توسط خالد حاج محمدی | 

اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه

 

اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه

به نقل از کمونیست ١٤٤
اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه
 خالد حاجی محمدی
 

اول ماه مه امسال شاهد تلاشهای زیادی از جانب فعالین کارگری و سوسیالیستها برای برپایی مراسمهای این روز بود. از مدتها قبل از اول مه فعالین کارگری برای تدارک مراسمهای این روز دوره ای از جدل و تبادل نظر و مشورت را با هم پیش بردند. چگونگی برگزاری این مراسمها، خواست و مطالبات و قطعنامه کارگران در این روز، به میدان آوردن کارگران و مردم، سراسری کردن صف آرایی روز کارگر، قطعنامه و سخنرانان آن، چگونگی مقابله با پلیس و دهها سوال دیگر همراه با بحثهای مفید بر سر موقعیت جنبش کارگری و گرایشات مختلف آن، موانع پیشروی و ...  مورد بحث بوده اند.
روز اول مه جدا از جشن ها و تجمعات خانوادگی و جمعهای کوچک و بزرگ در شهرهای مختلف، ما شاهد تحرکاتی نسبتا وسیع در تهران و سنندج هستیم. روز جمعه ٧ اردیبهشت کارگران و محافل و تشکلات مختلف کارگری، کانونهای مدافع زنان و کودکان و جمعهای زیادی از دانشجویان دانشگاههای تهران علیرغم فشار و تهدید نیروهای انتظامی، در آبشارخور روز کارگر را جشن گرفتند. در شهر تهران مراسم اعلام شده توسط خانه کارگر رژیم، به میدان اعتراض کارگران علیه موقعیت فلاکتبار زندگی و عاملان آن تبدیل شد. جالب این است که جمهوری اسلامی و خانه کارگرش با تمام نقشه هایی که ریخته بودند، جرائت نکردند حتی مراسم خانه کارگرشان و محل آن را از قبل اعلام کنند. درست صبح روز اول مه روزنامه های تهران محل مراسم خانه کارگر را اعلام کردند. میدانستند تجمع وسیع کارگران میتواند بساط آنها را به هم بزند و مراسم را به اعتراض کارگر به وجوه مختلف فلاکت و محرومیت و بانیان آن تبدیل کند. اینها به جایی نرسید، کارگران در این مراسم با طرح خواستها و مطالبات خود، با طنین کارگر، کارگر اتحاد اتحاد و کارگر معلم، دانشجو اتحاد، مشتی به دهان علیرضا محجوب و خانه کارگر زدند و در خیابانها با صف هزاران نفره خود راه افتادند و اعتراض خود را به نظم سرمایه اعلام کردند. در سنندج مراسم کارگران این شهر از جانب چماقداران رژیم مورد حمله قرار گرفت و ١٤ نفر از کارگران دستگیر شدند و هم اکنون در زندانند.    مراسم اول مه امسال جدالی آشکار و روشن میان جمهوری اسلامی و طبقه کارگر بود. جمهوری اسلامی هم با تمام ارگانهای مختلف آن از وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و لباس شخصی و آخوند  و اداره کار و خانه کارگر و انواع ارگان سرکوبگرش از مدتها قبل خود را برای تقابل با کارگران آماده کرده بودند.
از مدتها قبل مراکز اطلاعات آنها شروع به تهدید فعالین کارگری و نه تنها اینها بلکه دانشجویان، فعالین کمونیست، شخصیتهای خوشنام و سخنگویان نهادهای انسانی کردند. احضار کردند، تهدید کردند و هشدار دادند که در این روز تحت نظر هستند و هرچه اتفاق افتد از چشم آنها میبینند. پرونده چند ساله فعالین کارگری سقز را زنده کردند، جلال حسینی ،  برهان دیوارگر و محسن حکیمی را حکم تعلیقی دادند و محمود صالحی را دستگیر و روانه زندان کردند. برای شکستن فضای اعتراضی در دانشگاه  و برای ترساندن فعالین دانشجویی نقشه ریختند و سرانجام در دانشگاه امیر کبیر تهران بهانه تراشیدند و با بسیج چاقوکشان حزب الله به جان دانشجویان افتادند. همزمان با اینها پروژه ارتجاعی رعایت پوشش اسلامی پیش کشیدند و دست به تهدید و ارعاب علیه زنان زدند.  در کل این مدت مراسم آدم ربایی آنها فعال بود و در مواردی دانشجویان را شبانه ربوده و با کتک و شکنجه و تهدید، روبرو ساختند. این تلاشها بدنبال شکست آمریکا در عراق و کشمکش با جمهوری اسلامی به بهانه اتمی و به عنوان بخشی از تقلای رژیم جهت به شکست کشاندن مردم معترض در فضایی است که سیاست دول غربی برایش ایجاد کرده است. تلاشهای جمهوری اسلامی در کل این پروسه و نقشه و تهدید و ارعاب آنها در اول مه بر بستر همین اوضاع باید مورد توجه قرار گیرد. تاثیر سیاست ارتجاعی دول غربی و در راس آنها دولت بوش و سیاستهای اعمال شده آن در منطقه و احساس قدرت جمهوری اسلامی بعد از شکست امریکا در عراق، به جمهوری اسلامی فرصتی داده است که علیه طبقه کارگر و مردم معترض استفاده میکند.
اینکه نهایت این صف بندی میان مردم معترض و جمهوری اسلامی به کجا خواهد کشید، بستگی به عوامل زیادی دارد که پرداختن به همه آنها جایش اینجا نیست. اما تلاش رژیم در اول مه و قمه چرخانی و عربده کشی حزب الله علیه کارگر و مردم در اول مه بخشی از نقشه درازمدت تر جمهوری اسلامی بر بستر اوضاع کنونی منطقه است.
اول مه امسال میتوانست از اینها فراتر برود. میتوانست نقشه شوم جمهوری اسلامی را نقش بر آب کند. برای این امر احتیاج به درجه بسیار بالاتری از اتحاد در میان کارگران و تلاش همه جانبه تر از جانب رهبران و فعالین کارگری و کمونیستها است.
در این تردیدی نیست که در اول مه امسال از جانب فعالین کارگری و کمونیستها تلاش شد سطحی از اتفاق ایجاد شود. تلاش شد درجه ای از اتحاد بوجود بیاید. تلاش شد پیوندی میان اعتراض کارگر و بخشهای معترض دیگر در دفاع از حقوق مشروع و انسانی آنها ایجاد شود. اینها را در کل این پروسه و در خود اعتراضات روز کارگر میتوان دید. دفاع از معلمان و مبارزات آنها، علیه دستگری فعالین دانشجویی و شعارهای، کارگر، دانشو معلم اتحاد،  گویای این تلاش بود. از مدتها قبل از اول مه رهبران کارگری و فعالین کمونیست و برابری طلب تلاش کردند و شهر به شهر گشتند و در محافل مختلف نشستند و با هم مشورت کرند و تلاش کردند قانع کنند که راه این است. تلاش کردند روز اول مه روزی باشد که در فردای آن درجه ای از اتحاد در میان کارگران ایجاد شده باشد. این تلاش خارج از هر ارزیابی که وجود داشته باشد قابل تقدیر است و در همین حد تاثیر مثبت خود را گذاشت، اما کافی نیست.
سنتهای بازدارند در جنبش کارگر، تاثیر سنتهای حاشیه ای و غیر کارگری و کنار زدن آنها در جنبش کارگری تنها در تلاش برای اتحاد کنار گذاشته نخواهند شد. راه سر راست به میدان آمدن تمام قد سنتی است که منفعت کل طبقه کارگر را قطب نمای حرکت خود کرده است. سنتی که روز کارگر برایش، اعلام منفعت مشترک با کارگران جهان به عنوان یک طبقه است. گرایشی که هر جا باشد، منفعت عمومی طبقه کارگر برایش اصل است. گرایشی که نقد کامل و بی کم و کاست به کل نظام سرمایه داری دارد، که کارگر را یک طبقه میداند و علیه تمام بندهایی است که تحت نام وطن، ملت، زبان و رنگ به کارگران آویزان میکنند. این سنت که خود را در مقابل کل طبقه کارگر مسئول میداند و روشن و بی توهم خواهان لغو کار مزدی است. این سنت که گرایشات بازدارنده  و موانع راه اتحاد کارگر را میشناسد و به آن نقد سریع و روشن و طبقاتی دارد. در اول مه امسال همه گرایشات و همه بوچونها به نوعی احساس میکردند باید با هم بود. اما پیشروی  و قد علم کردن طبقه کارگر در گرو پا پیش گذاشتن کارگران کمونیست و سنتی است که نقد کار مزدی را هدف خود گذاشته است و روشن و بی ابهام متکی به سنت خود است و نقد روشن و طبقاتی به سنتهای غیر کارگری در این جنبش دارد.
اگر هنوز و متاسفانه امسال هم شاهد عروج وسیع و قدرتمند طبقه کارگر در اول ما مه در ایران نیستیم، اگر صف اعتراض و تجمع کارگران در تهران را هنوز کارگر نفت و مراکز کلیدی در صف مقدم آن نیستند، و اگر این مهم بخشا به فاکتور کل اوضاع سیاسی بر میگردد، یکی از فاکتورهای مهم نیز این است که هنوز کارگر کمونیست به عنوان رهبر با نفوز و قابل اعتماد، روشن و قاطع با روشنبینی و داشتن مرز روشن و سریع با سایر گرایشات پا پیش نگذاشته است. تلاش برای تامین این مهم اولین خشت ایجاد هر اتحاد وسیع و محکمی در میان طبقه کارگر ایران است.
 



+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:37 توسط خالد حاج محمدی | 

زنده باد اتحاد کارگران علیه بردگی مزدی!

 

زنده باد اتحاد کارگران علیه بردگی مزدی!

اول مه روز اتحاد بین المللی کارگران است. روزی که صف متحد ما علیه نظام بردگی مزدی اعلام جرم میکند، روزی که کارگران در سراسر جهان جشن طبقاتی خود را با شعار کارگران جهان متحد شوید، خواهد گرفت. روز کارگر روز اعلام اتحاد طبقاتی ما کارگران است. در این روز در سراسر جهان کارگران به میدان می آیند و به جهانیان نشان میدهند که ما  کارگران  منفعت مشترکی داریم.

به جهانیان  اعلام میکنند که طبقه کارگراز  آسیا تا آمریکا، از  اروپا تا آفریقا، هر جا که هست منفعتی جز کنار گذاشتن نظام سرمایه داری ندارد. اعلام میکنند، هیچ مرز ساخته شده ای، هیچ رنگ و مذهب و ملیتی ما را از هم جدا نمیکند. کارگران در این روز عملا با اعلام اتحاد طبقاتی خود خارج از مرزها، خارج  از دیوارهای ساخته شده میان آنها، خارج از اینکه کجای این جهان خاکی زندگی میکنند و با کدام زبان تکلم میکنند و در کدام گوشه به کار بردگی مشغولند، منفعت مشترکی دارند.
روز اول مه روز خودآگاهی به این منفعت مشرک و روز اعلام این هویت انسانی کارگران و روز اعتراض به بردگی مزدی است.  در جامعه ایران اول مه را در شرایطی برگزار میکنیم که جمهوری اسلامی سایه شوم خود را بر جامعه گسترده است.
امروز بیش از هر زمانی فقر و بیکاری، بی مسکنی و فلاکت، ناامنی و نگرانی دامن مردم را گرفته است. تلاش برای تامین نان روزانه مشغله جدی طبقه کارگر از شاغل تا بیکار است.
خطر بیکاری را چون پتکی بالای سر کارگران آویزان کرده اند و ترس از فرود آمدن آن مایه نگرانی هر انسان مزدبگیری است. اکنون بیش از همیشه ثروت و امکانات برای تامین یک زندگی انسانی در دسترس میتواند باشد. اما به همین میزان فقر و فلاکت و رنج و مشقت کارگران روزانه فزونی میابد. سایه جنگ و تهدیدات هر روزه نگرانی جدی ایجاد کرده است. طبقه کارگر متاسفانه با تمام تحرکات پراکنده و اعتراضی که داشته است، نتوانسته به عنوان نیروی جدی در صحنه سیاست ایران و بطور ابژکتیو اعلام وجود جدی کند. تامین مخارج روزانه زندگی کاری کرده است که سکوتی به اعتراض اجتماعی این طبقه تحمیل کرده است. کارگران  ایران در این دوره با تمام اعتراضات پراکنده ای که داشته اند، نتوانسته اند  به عنوان وزنه ای جدی در مقابل تهاجم سرمایه و رژیم حامیش عرض اندام کنند. همین  اعتراضات هم  که شاهد آن هستیم از تامین نان روزانه و کاستن بخشی از  فشارها تا مقابله با اخراج و بیکارسازی فراتر نرفته است. تازه در این سطح هم مبارزه و اعتراض کارگران عمدتا،  به مراکز کوچک و بخشهای کم تاثیرتر جامعه کارگری محدود بوده است. هنوز مراکز اصلی و  کلیدی کارگری از نفت تا ماشین سازیها، از برق و ترانسپورت تا آب  و ذوب آهن و... نقشی جدی در تقابل با یورش لجام گسیخته سرمایه نداشته است. بخشی از کارگران شرکت واحد یک روز دست از کار کشیدند، تهران نیمه تعطیل شد. معلمان و تحرکات اخیری که داشتند مایه نگرانی جدی رژیم شده است. اگر همین تحرک در میان کارگران مراکز صنعتی اتفاق افتاده بود، معلوم نبود اثری از جمهوری اسلامی میماند یا نه. یک روز اعتصاب صنعت نفت، یک روز دست از کار کشیدن مراکز کلیدی کارگری میتواند سرنوشت مردم را در ایران جوری دیگر رقم بزند. میتواند مانعی جدی در مقابل قلدری سرمایه  و رژیم اسلامیش ایجاد کند. یک روز اعتصاب در مراکز کارگری پایه های این نظام را میتواند به لرزه در آورد. میتواند  توازن را به نفع کارگران و مردم تغییر دهد و میتواند مناسب ترین شرایط را برای تعرضات طبقه کارگر علیه نظم موجود ایجاد کند.                                     
مشکل اصلی این است که موتور تحرک این طبقه خود پراکنده و بی سازمان است. کارگران سوسیالیست، کمونیستهای کارگری و رهبران کمونیست در میان کارگران خود پراکنده و نامتحد اند. اعتراض کارگر به نطام بردگی روزانه در گوشه و کنار این جامعه اتفاق می افتد. هر تجمع کارگری به هر نام و هر جا و با هر ترکیبی، حتی زمانی که ارگانهای خود رژیم به بهانه هایی کارگران را جلو خانه کارگر یا بر سر قبر خمینی و امام راحلشان جمع میکنند،  از دل خود تنفر ضد سرمایه داری را بیرون میزند. اما کل ماجرا این است که کمونیستها، کارگران کمونیست، کسانی که همیشه اتحاد کارگران و منفعت عمومی این طبقه قطبنمای حرکت آنهاست، هنوز پرچم اعتراض طبقه کارگر را علیه بربریت این نظام در جلو اعتراض کارگر در دست ندارند. 
اوضاع سیاسی جامعه، موقعیت اقتصادی فلاکت باری که به طبقه کارگر و مردم تحمیل شده است، جنگ و جدال احزاب مختلف با منافع مختلف در جامعه، گرایشات مختلفی را در میان کارگران شکل داده است و بر  جنبش کارگری تاثیر گذاشته است و قطب بندیهایی را در درون جبنش کارگری بوجود آورده است. یکی مبارزه کارگر را تنها در اعتراض و آکسیون ضد رژیمی خلاصه میکند و آن یکی کل اعتراض کارگر را به تامین و خواستهای روزانه این طبقه برای بهبودی در وضع اقتصادی آن تعریف میکند. در شرایطی که هیچکدام از این گرایشات منفعت دراز مدت این طبقه و رفع بردگی مزدی را عملا نشانه نمیروند. در شرایطی که هیچکدام مبارزه کارگر برای رفع کامل استثمار، برای ایجاد جامعه ای برابر را نمایندگی نمیکنند.
کمونیسم یک گرایش قوی و با نفوذ در جنبش کارگری است که بخش وسیعی از رهبران و فعالین کارگری را با خود دارد. رفع موانع مبارزه کارگر، راه افتادن یک جنبش قدرتمند و بی توهم علیه نظام سرمایه داری، ایجاد افق روشن انقلاب کارگری، در گرو خودآگاهی این طبقه و در گرو تمایز گرایش کمونیستی و اتحاد و سازمان دادن این گرایش در مبارزه روزمره کارگر به عنوان پرچمدار اتحاد این طبقه علیه نظم موجود است. تضمین اتحاد طبقه کارگر و بمیدان آمدن کارگران در مراکز کلیدی تولید  به عنوان مرکز قدرت این طبقه،  در گرو پا پیش گذاشتن رهبران و فعالین کمونیست در میان کارگران  و در صف اول مبارزه آنان است.
انقلاب کارگری علیه نطام بردگی مزدی بدون تحزب کمونیستی خواب و خیال است. تقویت کارگران کمونیست و اتحاد میان آنها و به میدان آمدن آنها به عنوان نمایندگان و پیشقراولان صف کارگران معترض، قدم اول در راه شکل دادن به یک حزب کمونیستی قوی ، توده ای و قدرتمند برای پیشبرد امر انقلاب کارگری است. اول ماه مه روز خودنمایی و اعتراض متحد کارگران علیه نظام بردگی است . در اول ماه مه  زنده باد اتحاد کارگران علیه بردگی مزدی.
 



+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 16:23 توسط خالد حاج محمدی | 

ایران، امریکا، جنگ یا مذاکره! مردم نباید منتظر نتیجه این قمار شوند!

 

ایران، امریکا، جنگ یا مذاکره! مردم نباید منتظر نتیجه این قمار شوند!

نقل از کمونیست ١٣٥

     


خالد حاج محمدی                                                                                                      

khaledhaji@yahoo.com

مناقشات آمریکا با ایران از داغترین اخبار روز رسانه ها است. تحلیلگران و مدیا حول مسئله تحریم بیشتر ایران، اجلاس امنیتی عراق و شرکت نمایندگان ایران و سوریه در این اجلاس، اظهار نظر مقامات مختلف آمریکا و ایران و دول غربی بر سر این مسئله و تلاش هر کدام برای مهندسی افکار حول جهت و اقدام خود،  بحث میکنند. روز ٢٧ فوریه کاندولیزا رایس تائید کرد که در اجلاسی که با هدف بررسی بحران عراق در آوریل در شهر بغداد برگزار خواهد شد، از جمله نمایندگان جمهوری اسلامی و دولت سوریه نیز شرکت میکنند. جمهوری اسلامی نیز آمادگی خود را برای شرکت در این اجلاس و از جمله مذاکره مستقیم با دولت آمریکا بر سر عراق اعلام کرده است. فاکتوری که در این میان و در توازن قوای موجود از جانب آمریکا قبول شده است،  مذاکره با ایران و پذیرش شرکت سوریه و ایران در مذاکرات بر سر امنیت عراق است. طرح دخالت دادن ایران و سوریه برای حل بحران عراق، قبلا از جانب گروه جیمز بیکر پیشنهاد شده بود که در آن زمان از جانب دولت بوش رد شد. دولت بوش ایران را به عنوان عامل ناامنی در عراق و قاتل سربازان آمریکایی معرفی میکرد و هر نوع پذیرش نمایندگان این کشور را در مذاکرات منوط به توقیف برنامه هسته ای ایران میکرد. احمدی نژاد اعلام کرده است که ترمز قطار هسته ای ایران را از بین برده اند و با سرسختی  به دول غربی جواب سربالا داده است. درست در همین شرایط صرف اینکه حضور ایران در این مذاکرات پذیرفته شده است، چرخشی در جهت و سیاست تا کنونی دولت آمریکا و به همین اعتبار یک عقب نشینی آشکار است. این مسئله میتواند دلایل مختلفی داشته باشد، از تلاش برای کاستن فشار مخالفان دولت بوش در خود آمریکا و نشان دادن اینکه دولت آمریکا همه راهها را آزمایش کرده است، تا کاستن مخالفتهای دول چین و روسیه و رقیبان اروپایی دولت آمریکا و تا تدبیری به کمک این دول برای کم کردن دامنه شکست دول غربی در جنگ عراق و نجات خود از این گرداب . امر مسلم این است که دولت بوش با تمام تلاشهای دوره اخیر خود و از جمله افزایش نیروهای خود در عراق و منطقه و طرح پاکسازی بغداد از نیروهای شبه نظامی و تروریسم، کنترل آمریکا و دول غربی بر عراق نه تنها بیشتر نشده ، بلکه اوضاع روز به روز وخیمتر شده است.

مسئله دیگر اینکه بحث سر امنیت عراق با حضور ایران و سوریه و  توقع از این دو کشور برای کمک به امنیت عراق نمیتواند مسئله امنیت ایران و سوریه را نیز همراه خود طرح نکند. معلوم است که آمریکا  نمیتواند چنین توقعی را از دولتی مثل ایران داشته باشد که خطر جنگ و حمله نظامی را بالای سرش نگه داشته باشند. این امر خواه ناخواه طرح امنیت ایران و کاستن مخاطرات حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را نیز همراه خود  به موضوع مذاکره تبدیل خواهد کرد.  ایران بزرگترین قدرت در عراق و دخیلترین نیرو در این بحران است و از آن به عنوان وزنه ای در مقابل دولت آمریکا و کل مخالفان خود استفاده میکند.

این ماجرا و این چرخش در سیاست دولت بوش اولین تاثیراتش در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی در ایران، ایجاد نومیدی در میان ناسیونالیست های پروغرب  و بیش از همه امثال مجاهدیدن و جریانات ناسیونالیست کرد است که امید خود را به دولت بوش  بسته و برای کمکهای آمریکا کیسه دوخته بودند است. 

مردم نباید منتظر نتیجه این قمار شوند!

خطر جنگ و ماجراجویی هنوز بالای سر مردم ایران است. ما به کرات گفته ایم که مقابله با دستیابی ایران به سلاح اتمی از جانب دولت آمریکا بهانه ای بیش نیست. همچنانکه حمله به عراق و تبدیل این کشور به ویرانه ای ربطی به مقابله با سلاح کشتار جمعی نداشت و همچنانکه جنگ خلیج در سال ٩١ ربطی به دفاع از کویت نداشت. کل تلاش دولت آمریکا بعد از ریختن دیوار برلین و شکست دولت روسیه، اعمال قلدری و تحمیل خود بر رقبای اروپایی خود و چین و ژاپن در دنیای یک قطبی بوده است. تلاش برای تبدیل شدن دولت آمریکا با اتکا به قلدری نظامی به ژاندارم دنیای پس از شکست بلوک شرق، سیاست و قطب نمای دولت آمریکا و سیاستهای آن در این دوره بوده است.  و اکنون در عراق و منطقه این تلاش از جانب دولت آمریکا در جریان است. شکست تا کنونی سیاستهای دولت آمریکا در عراق و لبنان همراه خود جریان اسلامی را به عنوان نیروی اصلی که در تقابل با دولت آمریکا نقش ایفا کرده است را به جلو صحنه رانده است. جریانات اسلامی و در راس آن جمهوری اسلامی،  در نبود یک نیروی قوی و یک قدرت آزادیخواهانه در این تقابلها، به نیروی جدی و مهم در منطقه تبدیل شده اند. بوش و سیاستهایش در این تقابل شکست خورده است و اکنون در بدترین موقعیت خود از زمان سر کار آمدن تا همین امروز قرار دارد. همین موقعیت ضعیف میتواند دلیلی برای ماجراجویی و شروع جنگی خانمانسوز در ایران و تمام منطقه باشد. اسرائیل میتواند ایفای نقشی کند و با پرتاب چهار موشک به ایران آتشی به این انبار باروت در منطقه بکشاند. دولت آمریکا و ایران در دو طرف این ماجرا زندگی و هستی مردم را برای ایجاد جنگی صد بار وحشیانه تر از آنچه در عراق اتفاق افتاد، تهدید میکنند. زندگی و هستی میلیونها انسان در ایران و منطقه را قرار است این قمار تعیین کند و رقم بزند. مردم نباید منتظر نتیجه این قمار باشند. انتظار و امید به اتفاقات و جنگ و گریز میان جنایتکارترین دولتهای تاریخ بشر، از خود جنگ مهلکتر و خطرناکتر است. چه جنگی صورت بگیرد و چه نگیرد، انسانی ترین راه برای ما مردم و برای خلاصی از دست این دوئل بازان جنایتکار خاتمه دادن به عمر جمهوری اسلامی است. ما مردم تنها نیرویی هستیم که میتوانیم اگر متحد شویم و اگر به میدان آییم، نقشه شوم کشتاری میلیونی و استیصال و بدبختی را در کل منطقه به سراب تبدیل کنیم. راه دیگری برای خلاصی از تهدید و ارعاب و کشتار و فقر و محرومیت نیست. دو طرف این بازی، آمریکا و ایران، دشمنان ما مردم و عاملین جنایت و بربریت بیش نیستند. صحنه های که اکنون در جامعه عراق، از کشتار و جنگ قومی و لت و پار کردن کودکان و مردم بیگناه تا فقر و محرومیت و استیصال که در جلو چشمان ماست، فراد و با وجود این جانیتکاران و با وقع جنگی دیگر در ابعاد چند صد برابر، برای خود ما، برای کودکانمان و همسایه و دوست و عزیزانمان در ایران روی خواهند داد. آنچه در بصره و نجف و بغداد روزانه اتفاق می افتد، در مقیاس غیر قابل مقایسه ای فراد در اهواز، آبادان، تهران، ارومیه و تبریز و... اتفاق خواهد افتاد. جریانات قومی و مذهبی از مجاهدین خلق تا سازمان زحمتکشان و حزب دمکرات و انواع گروه قومی ترک و لر و بلوچ و عرب و .... صف بسته اند تا به یمن شروع جنگ و به کمک دولت بوش و با پول و اسلحه دولت آمریکا و با پاکسازی قومی و کشتار مردم بیگناه به کاری گمارده شوند. جریانات آریایی و نژاد پرست در فرادی این اتفاق از اینها کمتر خطرناک نیستند و جمهوری اسلامی و انواع گروه تروریست و مسلح همراه با بمبارانهای همه جانبه و بکار بردن آخرین سلاحهای کشتار جمعی را به اینها اضافه کنید، آنوقت معلوم است چه فاجعه ای میتواند اتفاق بیفتد.

انتظار مهلک است و هر تاخیری در بسیج و متشکل شدن و اتحاد مردم به زیان ما خواهد بود. رهبر کارگری، زن برابری طلب، انسان شریف و آزادیخواه، امروز دیگر نمیتواند چشمانش را بسته و دست به کلاه خود بگیرد. هم اکنون خطر جنگ و تحریمهایی که شده تاثیرات خود را بر بیکاری و فقر بیشتر و گرانی و ترس و نگرانی و ناامنی، به هر جمع و محفل و کارخانه و مدرسه ای کشانده است. ما میتوانیم در مقابل این جهنم قد علم کنیم، میتوانیم  مانع یک فاجعه بزرگ و وحشتناک در خاورمیانه شویم و میتوانیم مانع این شویم که سرنوشت بشریت در ایران و کل خاورمیانه را مشتی جنایتکار جنگی رقم بزنند. فراد دیر است و امروز باید دست به کار شد. حزب حکمتیست با تمام توان در این راه خواهد کوشید. اما این کافی نیست، نیروی ما بدون پیوستن کل انسانهای شریفی که این دوران خطیر را درک میکنند، برای این تقابل کافی نیست. این وظیفه بر دوش همه ما، بر کارگران نفت و ماشین سازی و ذوب آهن و ... ، بر معلمین و دانشجویان، بر زنان و جوانان و بر همه انسانهایی است که نمیخواهند جامعه ایران به ویرانه ای تبدیل شود و گرسنگی و کشتار و جنایت و مرگ و آوارگی و جنگ، سایه شوم خود را بر همه جا بیندازاد است. حزب حکمتیست ظرف مبارزه همه ما، ظرف اتحاد صف آزادیخواهی و ظرف تقابل با این جهنم است. با ما باشید و در تقابل با این جنایتکاران و برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی به این صف بپیوندید. ما همگی این را به بشریت، به کودکانمان و به خود و مردمی که در انتظاری مرگ بار شب و روز میکنند، مدیونیم. ما گارد آزادی را برای ایفای نقشی در این شرایط و به عنوان نیروی مسلح مردم در تقابل با نیروهای سناریوی سیاه و برای دفاع از امنیت مردم سازمان دادیم. گارد آزادی ابزار دست ما مردم در این تقابل است و باید به آن پیوست، باید واحدهای آن را تشکیل داد و باید آن را تقویت کرد. 

٢٨ فوریه ٢٠٠٧


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 17:30 توسط خالد حاج محمدی | 

سرنوشت مردم ایران و بازی قمار بوش!

 

سرنوشت مردم ایران و بازی قمار بوش!

نقل از کمونیست ١٣٢
شکست دولت بوش در عراق و نارضایتی علیه ادامه سیاست اشغال عراق امروز نه تنها حزب دمکرات امریکا بلکه صدای همپالگیهای بوش در حزب جمهوری خواه را نیز در آورده است. بوش در بدترین موقعیت در هیئت حاکمه امریکا قرار دارد. شکست سیاست دولت آمریکا بر همه عیان است. با این وصف نگرانی از کشیدن جنگ به ایران به یک نگرانی واقعی تبدیل شده است. فعلا این نزاع در عراق مدتهاست عملا شروع شده است. تلاش برای کشاندن نیروی بیشتر به عراق به بهانه کمک به دولت عراق و مقابله با تروریسم و تقابل با دخالت دولت ایران در عراق ادامه دارد. خلیج فارس عملا از جانب دولت آمریکا اشغال است و جنگ تبلیغاتی و تهدیدها و جنگ روانی، علیرغم ادعای دولت آمریکا که قصد حمله به ایران را ندارد، به شدت ادامه دارد. علیرغم موقعیت وخیم دولت بوش در خود آمریکا و علیرغم عیان بودن شکست سیاستهای دول غربی در عراق و لبنان و کل منطقه، بوش و سیاستهایش مورد حمایت کامل دولت اسرائیل قرار دارد. همین مسئله و تلاش برای جبران موقعیت دولت بوش نگرانی از وقوع جنگی دیگر را فزونی داده است. مسئله این است که دولت بوش برای جبران شکست خود ممکن است از طریق اسرائیل و یا به هر بهانه ای دست به ماجراجویی بزند و کل منطقه را با فاجعه ای غیر قابل جبران روبرو کند.
در صورت شروع چنین جنگی نه تنها ایران بلکه کل خاورمیانه میتواند به آتش کشیده شود. آنچه مسلم است کل امکانات لازم برای چنین جنگی آماده شده است. تلاش برای مهندسی افکار همیشه و این بار هم بخشی از سیاست دولتهای غربی و مشخصا دولت امریکا میباشد. اما این رنگ مدتهاست نزد مردم حنایی ندارد. بهانه بوش برای  نظامی کردن هر روزه منطقه، کمک به "تثبیت" دولت عراق و دخالت جمهوری اسلامی در عراق و مسئله خطر هسته ای ایران است. این استدلال حتی نزد بی خبرترین افراد هم پوچ است و پشیزی ارزش ندارد. دولتی که خود یکی از بزرگترین دارندگان و تولید کنندگان سلاح هسته ای است، دولتی که خود جنایتکارانه ترین جنگها تاریخ را از ویتنام تا گرانادا و نیکاراگوئه و یوگسلاوی و عراق و ... پیش برده است، در چنین موقعیتی نیست که چشم و گوش کسی را با این تبلیغات کور و کر کند. اما کل ماجرا این است که متاسفانه موقعیت مردم و جنبش ضد جنگ نیز در حال در چنین موقعیتی نیست که مانع جدی در مقابل شروع جنگی دیگر در منطقه باشد.
اما آیا این سر نوشت محتوم مردم ایران و منطقه است؟ آیا باید به این امید که جنگی صورت نگیرد، هر روز در انتظار بسر برد؟ آیا باید لحظه شماری کرد تا وقتی که یک دیوانه جنگی در مورد کشتار میلیونها انسان و به آتش کشیدن کل خاورمیانه برای جبران شکستهای خود تصمیم بگیرد؟
مسلم است که از دولت بوش هر جنایتی ساخته است. کشتار و آوارگی مردم، فقر و مرگ و میر هر روزه، تبدیل جامعه ایران به عراقی به مراتب بدتر و حاکم کردن سیاهترین جنگ و کشتار تاریخ بر سرنوشت هفتاد میلیون انسان، هیچکدام از اینها عامل بازدارنده برای شروع جنگ نخواهند بود. دولت بوش برای جبران موقعیت وخیم خود آماده است دست به هر ماجراجویی و جنایتی بزند. شروع جنگ با ایران نه از موضع قدرت بلکه دقیقا بدلیل موقعییت وخیم دولت بوش و با هدف جبران آن میتواند صورت بگیرد.
عیان است که قربانیان این جنگ مردم ستمدیده ایرانند. شروع جنگ در ایران شیرازه این جامعه را به هم میریزد و استیصال و گرسنگی و مرگ و کشتار چند میلیون کودک و پیر و جوان را میتواند به همراه خود بیاورد.
مردم! این مائیم که قرار است با کشتارمان مدرنترین سلاحهای کشتار جمعی را آزمایش کنند.
در انتظار چنین فاجعه ای نشستن خود فاجعه است. تنها راهی که در مقابل داریم، به میدان آمدن و متحد شدن برای به زیر کشاندن جمهوری اسلامی است. طبقه کارگرو مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران جز یک راه در مقابل خود نداریم و آن به زیر کشیدن جمهوری اسلامی و اتحاد حول آزادی و برابری است.
ما بارها هشدار داده ایم که در این جنگ موقعیت جمهوری اسلامی نه تنها بدتر نخواهد شد، بلکه هر موشکی به ایران پرتاب شود به عمر جمهوری اسلامی خواهد افزود. با پرتاب هر موشکی به ایران گله حزب الله را به خیابان بسیج خواهند کرد و هر اعتراضی را با کشتار و زندان و اعدام به بهانه جنگ خارجی سرکوب خواهند کرد. هم اکنون تهدیدها و عربده کشیهای مرکز اطلاعاتشان مبنی بر اینکه لیست دهها جاسوس و همکار آمریکا را دارند، شروع شده است. فراد کارگر و کمونیست و زن و جوان معترض و آزادیخواه را به دار خواهند زد. نباید گذاشت این اتفاق بیفتاد. جنگ بشود یا نه انتظار مجاز نیست و ادامه یک روز بیشتر عمر جمهوری اسلامی اضافه است. نباید گذاشت یک عقبگرد جدی نه تنها به ما مردم ایران، بلکه به کل مردم خاورمیانه و جهان در این جنگ تحمیل شود. این جنگ علیه بشریت است و تنها نیروی بازدارنده ما مردم هستیم. ما مردمی که در این جنگ سهمی جز خانمانسوزی، و فلاکت نخواهیم داشت. کارگران نفت، کارگارن مراکز بزرگ صنعتی، نسل جوان و زن و مرد آزادیخواه ایران نیروی محرکه اصلی مقابله با این فاجعه سهمگین میباشند. این وظیفه سنگین تاریخی بر دوش ماست و اتحاد حول آزادی و برابری برای سرنگونی جمهوری اسلامی تنها و تنها راه ممانعت از چنین سناریوی است که میتواند اتفاق بیفتاد. 

khaledhaji@yahoo.com



+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 19:8 توسط خالد حاج محمدی | 

به یاد رفیق عزیزم محمد صالح زارعی

 

به یاد رفیق عزیزم محمد صالح زارعی

خالد حاج محمدی

khaledhaji@yahoo.com

روز شنبه ٧ بهمن کارگران و مردم سقز شاهد مرگ عزیزی بودند که سالیان سال در دفاع از انسانیت تلاش کرده بود. محمد صالح زارعی مشهور به مامه صالح ، ساعت ٥ و نیم صبح بر اثر تصادف ماشین در ١٣ کیلومتری  سقز به طرف سنندج، قلبش از تپش افتاد و برای همیشه ما را ترک کرد.

خبر کوتاه بود، صدایی که انگار از ته دره میاد به من اطلاع داد که"خبری بد برایت دارم، رفیق عزیزت مامه متاسفانه جانش را از دست داد. انگار با پتکی به کله ام زده بودند و برای چند لحظه تنها توانستم سکوت کنم. رفیق عزیزم جان باخته است و دیگر برای همیشه با ما وداع کرده است. با مامه صالح تاریخ طولانی دوستی و رفاقت، تلاش و فعالیت مشترک، کار و فداکاریهای زیادی را داشتیم. آشنایی ما به اوایل قیام ایران و شروع اعتراضات علیه رژیم سلطنتی بر میگشت. در آن دوران هر دو خود را سوسیالیست میدانستیم و مثل هزاران انسان دیگر علیه فقر و بی عدالتی به میدان آمده بودیم. برای یک لحظه کل تاریخ مشترکمان از زمان آشنایی تا فعالیت مشترکمان، همگی در یک نگاه از کنارم گذشتند، از قیام مردم ایران علیه رژیم شاه و تلاش ما به عنوان سوسیالیستهای جوان در آن دوران، تا پیوستنمان به سازمان پیکار، شرکت در تشکیل جمعیت دفاع از زحمتکشان در شهر سقز، تا راهپیمایی مردم از سقز به مریوان،  تا سر زدن به مراکز کارگری شهر سقز و دفاع از اعتصابات کارگری در آن زمان، تا پیوستن من به تشکیلات علنی پیکار و ماندن او در شهر، تا دوران کشتارهای سال ٦٠ و دستگیری بخشی از عزیزترین رفقای مشترکمان و اعدام تعدادی از آنها، تا سالهای سال دیگر که از هم مطلع و دوستی و صمیمیت ما حفظ شده بود.

 دوران دستگیری او را همراه تعداد زیادی از فعالین پیکار و سازمانهای چپ را در سالهای ٦٠ و ٦١ را  به خاطر دارم. آن زمان به جرم فعالیت کمونیستی و از جمله بودن با تشکیلات سازمان پیکار دستگیر شد. حدود ٣ سال در زندان ماند و متحمل فشارها و شکنجه های زیادی شد. یکی از چشمهاش زیر شکنجه لطمه جدی دید و تمام اینها نتوانست او را به تمکین و تسلیم وادارد. کل این خاطرات تا آزادی او از زندان و ادامه فشارهای هر روزه و محدودیتهایی که برایش گذاشته بودند تا کار پیدا کردن در سازمان آب سقز  و کمک به کارگران خباز  و کار حسابداری شرکت تعاونی مصرف کارگران و پیامهای دلسوزانه اش و دوستی و رفاقت ما و هزاران خاطره تلخ و شیرین، همگی چون پرده ای از جلو چشمانم رد شدند.

صالح زارعی سیمای دوست داشتنی، سوسیالیست و انسان دوست و یار و یاور کارگران و ستمدیدگان بود. دوران زندگی او با تمام مشکلاتی که تحمل کرد، پر از تلاش در دفاع از مردم و حقوق آنها بود. او انسانی آزادیخواه بود که تمام مشقاتی که به او تحمیل کردند، نتوانست انسان دوستی و برابری طلبی را در او بکشد. همیشه مورد اعتماد مردم و رازدار مشکلات و مسائل آنها بود. او سوسیالیستی بود که در زندگی روزانه خود، در تلاشش در دفاع از حقوق مردم، در کمکش به اتحاد آنها و در آرزو و امیال و رفتار و کردارش، نمونه انسانی عدالت خواه و آزاده و انسان دوست را ساخته بود.  مرگ مامه صالح ضایعه بزرگی برای کودکانش پویا و پدرام  و رفیق زندیگیش فهیمه رضاپور برای مادرش و خواهرش لطیفه و تمام دوستان و بستگانش، ضایعه بزرگی برای کارگران شرکت آب سقز، کارگران خباز، سوسیالیستها و برابری طلبان و مردم آزادیخواه شهر بود. اینجا و به این مناسبت مرگ مامه صالح را به همگی آنان از صمیم قلب تسلیت میگویم و در این روزهای سخت در کنارشان هستم. با مرگ مامه صالح جنبش سوسیالیستی یکی از دوستداران و هواخواهان محبوبش را از دست داد.

راهی که برای آزادی و رهایی، هزاران انسان برابری طلب چون صالح زارعی پیمودند، پرچمی که این عزیزان در دوران سیاه برافراشتند، همچنان در اهتزاز است. تلاش برای رهایی و آزادی، تلاش برای زندگی مرفه و انسانی، امروز از تهران و مراسمهای ١٦ آذر، تا اعتراضات کارگران و تا تلاش زنان و مراسمهای ٨ مارس و اعتراضات هر روزه کارگران و مردم، تا هزاران تلاش و امید در میان نسل جوانی که به چیزی کمتر از رفتن جمهوری اسلامی قانع نیست در اهتزاز است. به همت این تلاش جمهوری اسلامی را خواهیم انداخت و در روز رفتن آن پرچم دفاع از انسانیت را به یاد همگی جانباختگان راه آزادی و برابری به اهتزاز در خواهیم آورد و به احترام به تمام این عزیزان سر تسلیم فرود خواهیم آورد. یاد و خاطره رفیق عزیزم مامه صالح در دل هزاران تلاشگر تشنه برابری همیشه زنده خواهد بود.

 

٢٧ ژانویه ٢٠٠٧


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 20:53 توسط خالد حاج محمدی | 

تکاپوهای ارتجاعی قدیم در قالبهای جدید

 

تکاپوهای ارتجاعی قدیم در قالبهای جدید

نقل از کمونیست ١٢٩

نگاهی به جبهه متحداصلاح طلبان کرد

مدتی است در میان طیفی از اصلاح طلبان کرد جنب و جوشی راه افتاده است. اخیرا این طیف دومین نشست خود به نام"جبهه متحد کرد" که به قول خودشان ٢ سال از فعالیت آنها گذشته را برگزار کرده اند. از قول بها الدین ادب میزبان و اولین سخنران این نشست،  آنها به دلیل پاره ای مشکلات نتوانسته اند حزب اعلام کنند، ولی جبهه ممانعتی ندارد و کسب اجازه و مجوزی برای کار کردن زیر این نام لازم  نیست. نگاهی کوتاه به اهداف این جمع یا به اهداف جبهه متحد کرد و اینکه چه شده که به فکر چنین اقدامی افتاده اند، خالی از لطف نیست. بنیانگذاران و سردمداران این تلاش ترکیبی از طرفداران خاتمی و رفسنجانی در کردستانند که از بهالدین ادب و عبدالله رمضان زاده و جلال جلالی زاده تا نمایندگان کرد مجلس و تعدادی دیگر را شامل میشود.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:3 توسط خالد حاج محمدی | 

"شاهکار" بسیج دانشجویی، و لزوم دفاع از حقوق همه دانشجویان!

 "شاهکار" بسیج دانشجویی، و لزوم دفاع از حقوق همه دانشجویان!

 

نقل از کمونیست ١٢٨

 khaledhaji@yahoo.com

اخیرا بسیج دانشجویی در ادامه خدمات خود" شاهکار"ی دیگر به خرج داده است و دست به معرفی دانشجویانی زده است که در اعتراضات دانشگاه پلی تکنیک علیه حضور احمدی نژاد شرکت کرده اند. این کار نه جدید است و نه عجیب و بخشی از وظایفی است که بر دوش این نهاد گذاشته شده است. اینها تا کنون بارها اسلحه کشیده اند و به عنوان بخشی از نیروی لمپن و اطلاعاتی و بخشی از سیستم سرکوب و امنیتی جمهوری اسلامی عمل کرده اند. لذا بر خورد به این ماجرا نیز به عنوان بخشی از مبارزه ما علیه جمهوری اسلامی و ارگانهای سرکوبگر آن باید گذاشته شود. اما اقدام بسیج دانشجویی و هارت و پورتی که راه انداخته اند و تهدید و میکشیم و میبریم آنها قابل درک است. کل ماجرا این است که آقایان باخته اند، اینها نیروی حافظ احمدی نژاد بودند، بخشی از همکاران شبه نظامی خود را از سایر دانشگاهها جمع کرده بودند و قرار بود دانشگاه را در دست گیرند تا احمدی نژاد در آرامش، بتواند حضور داشته باشد و تهدید و ارعاب را بر دانشگاه حاکم کند. این وظیفه مزدوری را به یمن هوشیاری و اتحاد بالای صف دانشجویان نتوانستند به سرانجام برسانند و همراه رئیس جمهورشان دست از پا درازتر محل سخنرانی را ترک کردند. داد و فریاد امروز آنها ناشی از زخمی است که خورده اند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 23:25 توسط خالد حاج محمدی |