تبليغاتX
خالد حاج محمدی

::آغازين وبلاگ::

 

درباره

خالد حاج محمدى



khaledhaji@yahoo.com
0046707485754

 

طراح قالب

طراح قالب

 

پشتيباني

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

سرنوشت مردم ایران و بازی قمار بوش!

 

سرنوشت مردم ایران و بازی قمار بوش!

نقل از کمونیست ١٣٢
شکست دولت بوش در عراق و نارضایتی علیه ادامه سیاست اشغال عراق امروز نه تنها حزب دمکرات امریکا بلکه صدای همپالگیهای بوش در حزب جمهوری خواه را نیز در آورده است. بوش در بدترین موقعیت در هیئت حاکمه امریکا قرار دارد. شکست سیاست دولت آمریکا بر همه عیان است. با این وصف نگرانی از کشیدن جنگ به ایران به یک نگرانی واقعی تبدیل شده است. فعلا این نزاع در عراق مدتهاست عملا شروع شده است. تلاش برای کشاندن نیروی بیشتر به عراق به بهانه کمک به دولت عراق و مقابله با تروریسم و تقابل با دخالت دولت ایران در عراق ادامه دارد. خلیج فارس عملا از جانب دولت آمریکا اشغال است و جنگ تبلیغاتی و تهدیدها و جنگ روانی، علیرغم ادعای دولت آمریکا که قصد حمله به ایران را ندارد، به شدت ادامه دارد. علیرغم موقعیت وخیم دولت بوش در خود آمریکا و علیرغم عیان بودن شکست سیاستهای دول غربی در عراق و لبنان و کل منطقه، بوش و سیاستهایش مورد حمایت کامل دولت اسرائیل قرار دارد. همین مسئله و تلاش برای جبران موقعیت دولت بوش نگرانی از وقوع جنگی دیگر را فزونی داده است. مسئله این است که دولت بوش برای جبران شکست خود ممکن است از طریق اسرائیل و یا به هر بهانه ای دست به ماجراجویی بزند و کل منطقه را با فاجعه ای غیر قابل جبران روبرو کند.
در صورت شروع چنین جنگی نه تنها ایران بلکه کل خاورمیانه میتواند به آتش کشیده شود. آنچه مسلم است کل امکانات لازم برای چنین جنگی آماده شده است. تلاش برای مهندسی افکار همیشه و این بار هم بخشی از سیاست دولتهای غربی و مشخصا دولت امریکا میباشد. اما این رنگ مدتهاست نزد مردم حنایی ندارد. بهانه بوش برای  نظامی کردن هر روزه منطقه، کمک به "تثبیت" دولت عراق و دخالت جمهوری اسلامی در عراق و مسئله خطر هسته ای ایران است. این استدلال حتی نزد بی خبرترین افراد هم پوچ است و پشیزی ارزش ندارد. دولتی که خود یکی از بزرگترین دارندگان و تولید کنندگان سلاح هسته ای است، دولتی که خود جنایتکارانه ترین جنگها تاریخ را از ویتنام تا گرانادا و نیکاراگوئه و یوگسلاوی و عراق و ... پیش برده است، در چنین موقعیتی نیست که چشم و گوش کسی را با این تبلیغات کور و کر کند. اما کل ماجرا این است که متاسفانه موقعیت مردم و جنبش ضد جنگ نیز در حال در چنین موقعیتی نیست که مانع جدی در مقابل شروع جنگی دیگر در منطقه باشد.
اما آیا این سر نوشت محتوم مردم ایران و منطقه است؟ آیا باید به این امید که جنگی صورت نگیرد، هر روز در انتظار بسر برد؟ آیا باید لحظه شماری کرد تا وقتی که یک دیوانه جنگی در مورد کشتار میلیونها انسان و به آتش کشیدن کل خاورمیانه برای جبران شکستهای خود تصمیم بگیرد؟
مسلم است که از دولت بوش هر جنایتی ساخته است. کشتار و آوارگی مردم، فقر و مرگ و میر هر روزه، تبدیل جامعه ایران به عراقی به مراتب بدتر و حاکم کردن سیاهترین جنگ و کشتار تاریخ بر سرنوشت هفتاد میلیون انسان، هیچکدام از اینها عامل بازدارنده برای شروع جنگ نخواهند بود. دولت بوش برای جبران موقعیت وخیم خود آماده است دست به هر ماجراجویی و جنایتی بزند. شروع جنگ با ایران نه از موضع قدرت بلکه دقیقا بدلیل موقعییت وخیم دولت بوش و با هدف جبران آن میتواند صورت بگیرد.
عیان است که قربانیان این جنگ مردم ستمدیده ایرانند. شروع جنگ در ایران شیرازه این جامعه را به هم میریزد و استیصال و گرسنگی و مرگ و کشتار چند میلیون کودک و پیر و جوان را میتواند به همراه خود بیاورد.
مردم! این مائیم که قرار است با کشتارمان مدرنترین سلاحهای کشتار جمعی را آزمایش کنند.
در انتظار چنین فاجعه ای نشستن خود فاجعه است. تنها راهی که در مقابل داریم، به میدان آمدن و متحد شدن برای به زیر کشاندن جمهوری اسلامی است. طبقه کارگرو مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران جز یک راه در مقابل خود نداریم و آن به زیر کشیدن جمهوری اسلامی و اتحاد حول آزادی و برابری است.
ما بارها هشدار داده ایم که در این جنگ موقعیت جمهوری اسلامی نه تنها بدتر نخواهد شد، بلکه هر موشکی به ایران پرتاب شود به عمر جمهوری اسلامی خواهد افزود. با پرتاب هر موشکی به ایران گله حزب الله را به خیابان بسیج خواهند کرد و هر اعتراضی را با کشتار و زندان و اعدام به بهانه جنگ خارجی سرکوب خواهند کرد. هم اکنون تهدیدها و عربده کشیهای مرکز اطلاعاتشان مبنی بر اینکه لیست دهها جاسوس و همکار آمریکا را دارند، شروع شده است. فراد کارگر و کمونیست و زن و جوان معترض و آزادیخواه را به دار خواهند زد. نباید گذاشت این اتفاق بیفتاد. جنگ بشود یا نه انتظار مجاز نیست و ادامه یک روز بیشتر عمر جمهوری اسلامی اضافه است. نباید گذاشت یک عقبگرد جدی نه تنها به ما مردم ایران، بلکه به کل مردم خاورمیانه و جهان در این جنگ تحمیل شود. این جنگ علیه بشریت است و تنها نیروی بازدارنده ما مردم هستیم. ما مردمی که در این جنگ سهمی جز خانمانسوزی، و فلاکت نخواهیم داشت. کارگران نفت، کارگارن مراکز بزرگ صنعتی، نسل جوان و زن و مرد آزادیخواه ایران نیروی محرکه اصلی مقابله با این فاجعه سهمگین میباشند. این وظیفه سنگین تاریخی بر دوش ماست و اتحاد حول آزادی و برابری برای سرنگونی جمهوری اسلامی تنها و تنها راه ممانعت از چنین سناریوی است که میتواند اتفاق بیفتاد. 

khaledhaji@yahoo.com



+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 19:8 توسط خالد حاج محمدی | 

به یاد رفیق عزیزم محمد صالح زارعی

 

به یاد رفیق عزیزم محمد صالح زارعی

خالد حاج محمدی

khaledhaji@yahoo.com

روز شنبه ٧ بهمن کارگران و مردم سقز شاهد مرگ عزیزی بودند که سالیان سال در دفاع از انسانیت تلاش کرده بود. محمد صالح زارعی مشهور به مامه صالح ، ساعت ٥ و نیم صبح بر اثر تصادف ماشین در ١٣ کیلومتری  سقز به طرف سنندج، قلبش از تپش افتاد و برای همیشه ما را ترک کرد.

خبر کوتاه بود، صدایی که انگار از ته دره میاد به من اطلاع داد که"خبری بد برایت دارم، رفیق عزیزت مامه متاسفانه جانش را از دست داد. انگار با پتکی به کله ام زده بودند و برای چند لحظه تنها توانستم سکوت کنم. رفیق عزیزم جان باخته است و دیگر برای همیشه با ما وداع کرده است. با مامه صالح تاریخ طولانی دوستی و رفاقت، تلاش و فعالیت مشترک، کار و فداکاریهای زیادی را داشتیم. آشنایی ما به اوایل قیام ایران و شروع اعتراضات علیه رژیم سلطنتی بر میگشت. در آن دوران هر دو خود را سوسیالیست میدانستیم و مثل هزاران انسان دیگر علیه فقر و بی عدالتی به میدان آمده بودیم. برای یک لحظه کل تاریخ مشترکمان از زمان آشنایی تا فعالیت مشترکمان، همگی در یک نگاه از کنارم گذشتند، از قیام مردم ایران علیه رژیم شاه و تلاش ما به عنوان سوسیالیستهای جوان در آن دوران، تا پیوستنمان به سازمان پیکار، شرکت در تشکیل جمعیت دفاع از زحمتکشان در شهر سقز، تا راهپیمایی مردم از سقز به مریوان،  تا سر زدن به مراکز کارگری شهر سقز و دفاع از اعتصابات کارگری در آن زمان، تا پیوستن من به تشکیلات علنی پیکار و ماندن او در شهر، تا دوران کشتارهای سال ٦٠ و دستگیری بخشی از عزیزترین رفقای مشترکمان و اعدام تعدادی از آنها، تا سالهای سال دیگر که از هم مطلع و دوستی و صمیمیت ما حفظ شده بود.

 دوران دستگیری او را همراه تعداد زیادی از فعالین پیکار و سازمانهای چپ را در سالهای ٦٠ و ٦١ را  به خاطر دارم. آن زمان به جرم فعالیت کمونیستی و از جمله بودن با تشکیلات سازمان پیکار دستگیر شد. حدود ٣ سال در زندان ماند و متحمل فشارها و شکنجه های زیادی شد. یکی از چشمهاش زیر شکنجه لطمه جدی دید و تمام اینها نتوانست او را به تمکین و تسلیم وادارد. کل این خاطرات تا آزادی او از زندان و ادامه فشارهای هر روزه و محدودیتهایی که برایش گذاشته بودند تا کار پیدا کردن در سازمان آب سقز  و کمک به کارگران خباز  و کار حسابداری شرکت تعاونی مصرف کارگران و پیامهای دلسوزانه اش و دوستی و رفاقت ما و هزاران خاطره تلخ و شیرین، همگی چون پرده ای از جلو چشمانم رد شدند.

صالح زارعی سیمای دوست داشتنی، سوسیالیست و انسان دوست و یار و یاور کارگران و ستمدیدگان بود. دوران زندگی او با تمام مشکلاتی که تحمل کرد، پر از تلاش در دفاع از مردم و حقوق آنها بود. او انسانی آزادیخواه بود که تمام مشقاتی که به او تحمیل کردند، نتوانست انسان دوستی و برابری طلبی را در او بکشد. همیشه مورد اعتماد مردم و رازدار مشکلات و مسائل آنها بود. او سوسیالیستی بود که در زندگی روزانه خود، در تلاشش در دفاع از حقوق مردم، در کمکش به اتحاد آنها و در آرزو و امیال و رفتار و کردارش، نمونه انسانی عدالت خواه و آزاده و انسان دوست را ساخته بود.  مرگ مامه صالح ضایعه بزرگی برای کودکانش پویا و پدرام  و رفیق زندیگیش فهیمه رضاپور برای مادرش و خواهرش لطیفه و تمام دوستان و بستگانش، ضایعه بزرگی برای کارگران شرکت آب سقز، کارگران خباز، سوسیالیستها و برابری طلبان و مردم آزادیخواه شهر بود. اینجا و به این مناسبت مرگ مامه صالح را به همگی آنان از صمیم قلب تسلیت میگویم و در این روزهای سخت در کنارشان هستم. با مرگ مامه صالح جنبش سوسیالیستی یکی از دوستداران و هواخواهان محبوبش را از دست داد.

راهی که برای آزادی و رهایی، هزاران انسان برابری طلب چون صالح زارعی پیمودند، پرچمی که این عزیزان در دوران سیاه برافراشتند، همچنان در اهتزاز است. تلاش برای رهایی و آزادی، تلاش برای زندگی مرفه و انسانی، امروز از تهران و مراسمهای ١٦ آذر، تا اعتراضات کارگران و تا تلاش زنان و مراسمهای ٨ مارس و اعتراضات هر روزه کارگران و مردم، تا هزاران تلاش و امید در میان نسل جوانی که به چیزی کمتر از رفتن جمهوری اسلامی قانع نیست در اهتزاز است. به همت این تلاش جمهوری اسلامی را خواهیم انداخت و در روز رفتن آن پرچم دفاع از انسانیت را به یاد همگی جانباختگان راه آزادی و برابری به اهتزاز در خواهیم آورد و به احترام به تمام این عزیزان سر تسلیم فرود خواهیم آورد. یاد و خاطره رفیق عزیزم مامه صالح در دل هزاران تلاشگر تشنه برابری همیشه زنده خواهد بود.

 

٢٧ ژانویه ٢٠٠٧


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 20:53 توسط خالد حاج محمدی |