زنده باد اتحاد کارگران علیه بردگی مزدی!
اول مه روز اتحاد بین المللی کارگران است. روزی که صف متحد ما علیه نظام بردگی مزدی اعلام جرم میکند، روزی که کارگران در سراسر جهان جشن طبقاتی خود را با شعار کارگران جهان متحد شوید، خواهد گرفت. روز کارگر روز اعلام اتحاد طبقاتی ما کارگران است. در این روز در سراسر جهان کارگران به میدان می آیند و به جهانیان نشان میدهند که ما کارگران منفعت مشترکی داریم.
به جهانیان اعلام میکنند که طبقه کارگراز آسیا تا آمریکا، از اروپا تا آفریقا، هر جا که هست منفعتی جز کنار گذاشتن نظام سرمایه داری ندارد. اعلام میکنند، هیچ مرز ساخته شده ای، هیچ رنگ و مذهب و ملیتی ما را از هم جدا نمیکند. کارگران در این روز عملا با اعلام اتحاد طبقاتی خود خارج از مرزها، خارج از دیوارهای ساخته شده میان آنها، خارج از اینکه کجای این جهان خاکی زندگی میکنند و با کدام زبان تکلم میکنند و در کدام گوشه به کار بردگی مشغولند، منفعت مشترکی دارند. روز اول مه روز خودآگاهی به این منفعت مشرک و روز اعلام این هویت انسانی کارگران و روز اعتراض به بردگی مزدی است. در جامعه ایران اول مه را در شرایطی برگزار میکنیم که جمهوری اسلامی سایه شوم خود را بر جامعه گسترده است. امروز بیش از هر زمانی فقر و بیکاری، بی مسکنی و فلاکت، ناامنی و نگرانی دامن مردم را گرفته است. تلاش برای تامین نان روزانه مشغله جدی طبقه کارگر از شاغل تا بیکار است. خطر بیکاری را چون پتکی بالای سر کارگران آویزان کرده اند و ترس از فرود آمدن آن مایه نگرانی هر انسان مزدبگیری است. اکنون بیش از همیشه ثروت و امکانات برای تامین یک زندگی انسانی در دسترس میتواند باشد. اما به همین میزان فقر و فلاکت و رنج و مشقت کارگران روزانه فزونی میابد. سایه جنگ و تهدیدات هر روزه نگرانی جدی ایجاد کرده است. طبقه کارگر متاسفانه با تمام تحرکات پراکنده و اعتراضی که داشته است، نتوانسته به عنوان نیروی جدی در صحنه سیاست ایران و بطور ابژکتیو اعلام وجود جدی کند. تامین مخارج روزانه زندگی کاری کرده است که سکوتی به اعتراض اجتماعی این طبقه تحمیل کرده است. کارگران ایران در این دوره با تمام اعتراضات پراکنده ای که داشته اند، نتوانسته اند به عنوان وزنه ای جدی در مقابل تهاجم سرمایه و رژیم حامیش عرض اندام کنند. همین اعتراضات هم که شاهد آن هستیم از تامین نان روزانه و کاستن بخشی از فشارها تا مقابله با اخراج و بیکارسازی فراتر نرفته است. تازه در این سطح هم مبارزه و اعتراض کارگران عمدتا، به مراکز کوچک و بخشهای کم تاثیرتر جامعه کارگری محدود بوده است. هنوز مراکز اصلی و کلیدی کارگری از نفت تا ماشین سازیها، از برق و ترانسپورت تا آب و ذوب آهن و... نقشی جدی در تقابل با یورش لجام گسیخته سرمایه نداشته است. بخشی از کارگران شرکت واحد یک روز دست از کار کشیدند، تهران نیمه تعطیل شد. معلمان و تحرکات اخیری که داشتند مایه نگرانی جدی رژیم شده است. اگر همین تحرک در میان کارگران مراکز صنعتی اتفاق افتاده بود، معلوم نبود اثری از جمهوری اسلامی میماند یا نه. یک روز اعتصاب صنعت نفت، یک روز دست از کار کشیدن مراکز کلیدی کارگری میتواند سرنوشت مردم را در ایران جوری دیگر رقم بزند. میتواند مانعی جدی در مقابل قلدری سرمایه و رژیم اسلامیش ایجاد کند. یک روز اعتصاب در مراکز کارگری پایه های این نظام را میتواند به لرزه در آورد. میتواند توازن را به نفع کارگران و مردم تغییر دهد و میتواند مناسب ترین شرایط را برای تعرضات طبقه کارگر علیه نظم موجود ایجاد کند. مشکل اصلی این است که موتور تحرک این طبقه خود پراکنده و بی سازمان است. کارگران سوسیالیست، کمونیستهای کارگری و رهبران کمونیست در میان کارگران خود پراکنده و نامتحد اند. اعتراض کارگر به نطام بردگی روزانه در گوشه و کنار این جامعه اتفاق می افتد. هر تجمع کارگری به هر نام و هر جا و با هر ترکیبی، حتی زمانی که ارگانهای خود رژیم به بهانه هایی کارگران را جلو خانه کارگر یا بر سر قبر خمینی و امام راحلشان جمع میکنند، از دل خود تنفر ضد سرمایه داری را بیرون میزند. اما کل ماجرا این است که کمونیستها، کارگران کمونیست، کسانی که همیشه اتحاد کارگران و منفعت عمومی این طبقه قطبنمای حرکت آنهاست، هنوز پرچم اعتراض طبقه کارگر را علیه بربریت این نظام در جلو اعتراض کارگر در دست ندارند. اوضاع سیاسی جامعه، موقعیت اقتصادی فلاکت باری که به طبقه کارگر و مردم تحمیل شده است، جنگ و جدال احزاب مختلف با منافع مختلف در جامعه، گرایشات مختلفی را در میان کارگران شکل داده است و بر جنبش کارگری تاثیر گذاشته است و قطب بندیهایی را در درون جبنش کارگری بوجود آورده است. یکی مبارزه کارگر را تنها در اعتراض و آکسیون ضد رژیمی خلاصه میکند و آن یکی کل اعتراض کارگر را به تامین و خواستهای روزانه این طبقه برای بهبودی در وضع اقتصادی آن تعریف میکند. در شرایطی که هیچکدام از این گرایشات منفعت دراز مدت این طبقه و رفع بردگی مزدی را عملا نشانه نمیروند. در شرایطی که هیچکدام مبارزه کارگر برای رفع کامل استثمار، برای ایجاد جامعه ای برابر را نمایندگی نمیکنند. کمونیسم یک گرایش قوی و با نفوذ در جنبش کارگری است که بخش وسیعی از رهبران و فعالین کارگری را با خود دارد. رفع موانع مبارزه کارگر، راه افتادن یک جنبش قدرتمند و بی توهم علیه نظام سرمایه داری، ایجاد افق روشن انقلاب کارگری، در گرو خودآگاهی این طبقه و در گرو تمایز گرایش کمونیستی و اتحاد و سازمان دادن این گرایش در مبارزه روزمره کارگر به عنوان پرچمدار اتحاد این طبقه علیه نظم موجود است. تضمین اتحاد طبقه کارگر و بمیدان آمدن کارگران در مراکز کلیدی تولید به عنوان مرکز قدرت این طبقه، در گرو پا پیش گذاشتن رهبران و فعالین کمونیست در میان کارگران و در صف اول مبارزه آنان است. انقلاب کارگری علیه نطام بردگی مزدی بدون تحزب کمونیستی خواب و خیال است. تقویت کارگران کمونیست و اتحاد میان آنها و به میدان آمدن آنها به عنوان نمایندگان و پیشقراولان صف کارگران معترض، قدم اول در راه شکل دادن به یک حزب کمونیستی قوی ، توده ای و قدرتمند برای پیشبرد امر انقلاب کارگری است. اول ماه مه روز خودنمایی و اعتراض متحد کارگران علیه نظام بردگی است . در اول ماه مه زنده باد اتحاد کارگران علیه بردگی مزدی.
|