تبليغاتX
خالد حاج محمدی

::آغازين وبلاگ::

 

درباره

خالد حاج محمدى



khaledhaji@yahoo.com
0046707485754

 

طراح قالب

طراح قالب

 

پشتيباني

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه

 

اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه

به نقل از کمونیست ١٤٤
اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه
 خالد حاجی محمدی
 

اول ماه مه امسال شاهد تلاشهای زیادی از جانب فعالین کارگری و سوسیالیستها برای برپایی مراسمهای این روز بود. از مدتها قبل از اول مه فعالین کارگری برای تدارک مراسمهای این روز دوره ای از جدل و تبادل نظر و مشورت را با هم پیش بردند. چگونگی برگزاری این مراسمها، خواست و مطالبات و قطعنامه کارگران در این روز، به میدان آوردن کارگران و مردم، سراسری کردن صف آرایی روز کارگر، قطعنامه و سخنرانان آن، چگونگی مقابله با پلیس و دهها سوال دیگر همراه با بحثهای مفید بر سر موقعیت جنبش کارگری و گرایشات مختلف آن، موانع پیشروی و ...  مورد بحث بوده اند.
روز اول مه جدا از جشن ها و تجمعات خانوادگی و جمعهای کوچک و بزرگ در شهرهای مختلف، ما شاهد تحرکاتی نسبتا وسیع در تهران و سنندج هستیم. روز جمعه ٧ اردیبهشت کارگران و محافل و تشکلات مختلف کارگری، کانونهای مدافع زنان و کودکان و جمعهای زیادی از دانشجویان دانشگاههای تهران علیرغم فشار و تهدید نیروهای انتظامی، در آبشارخور روز کارگر را جشن گرفتند. در شهر تهران مراسم اعلام شده توسط خانه کارگر رژیم، به میدان اعتراض کارگران علیه موقعیت فلاکتبار زندگی و عاملان آن تبدیل شد. جالب این است که جمهوری اسلامی و خانه کارگرش با تمام نقشه هایی که ریخته بودند، جرائت نکردند حتی مراسم خانه کارگرشان و محل آن را از قبل اعلام کنند. درست صبح روز اول مه روزنامه های تهران محل مراسم خانه کارگر را اعلام کردند. میدانستند تجمع وسیع کارگران میتواند بساط آنها را به هم بزند و مراسم را به اعتراض کارگر به وجوه مختلف فلاکت و محرومیت و بانیان آن تبدیل کند. اینها به جایی نرسید، کارگران در این مراسم با طرح خواستها و مطالبات خود، با طنین کارگر، کارگر اتحاد اتحاد و کارگر معلم، دانشجو اتحاد، مشتی به دهان علیرضا محجوب و خانه کارگر زدند و در خیابانها با صف هزاران نفره خود راه افتادند و اعتراض خود را به نظم سرمایه اعلام کردند. در سنندج مراسم کارگران این شهر از جانب چماقداران رژیم مورد حمله قرار گرفت و ١٤ نفر از کارگران دستگیر شدند و هم اکنون در زندانند.    مراسم اول مه امسال جدالی آشکار و روشن میان جمهوری اسلامی و طبقه کارگر بود. جمهوری اسلامی هم با تمام ارگانهای مختلف آن از وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و لباس شخصی و آخوند  و اداره کار و خانه کارگر و انواع ارگان سرکوبگرش از مدتها قبل خود را برای تقابل با کارگران آماده کرده بودند.
از مدتها قبل مراکز اطلاعات آنها شروع به تهدید فعالین کارگری و نه تنها اینها بلکه دانشجویان، فعالین کمونیست، شخصیتهای خوشنام و سخنگویان نهادهای انسانی کردند. احضار کردند، تهدید کردند و هشدار دادند که در این روز تحت نظر هستند و هرچه اتفاق افتد از چشم آنها میبینند. پرونده چند ساله فعالین کارگری سقز را زنده کردند، جلال حسینی ،  برهان دیوارگر و محسن حکیمی را حکم تعلیقی دادند و محمود صالحی را دستگیر و روانه زندان کردند. برای شکستن فضای اعتراضی در دانشگاه  و برای ترساندن فعالین دانشجویی نقشه ریختند و سرانجام در دانشگاه امیر کبیر تهران بهانه تراشیدند و با بسیج چاقوکشان حزب الله به جان دانشجویان افتادند. همزمان با اینها پروژه ارتجاعی رعایت پوشش اسلامی پیش کشیدند و دست به تهدید و ارعاب علیه زنان زدند.  در کل این مدت مراسم آدم ربایی آنها فعال بود و در مواردی دانشجویان را شبانه ربوده و با کتک و شکنجه و تهدید، روبرو ساختند. این تلاشها بدنبال شکست آمریکا در عراق و کشمکش با جمهوری اسلامی به بهانه اتمی و به عنوان بخشی از تقلای رژیم جهت به شکست کشاندن مردم معترض در فضایی است که سیاست دول غربی برایش ایجاد کرده است. تلاشهای جمهوری اسلامی در کل این پروسه و نقشه و تهدید و ارعاب آنها در اول مه بر بستر همین اوضاع باید مورد توجه قرار گیرد. تاثیر سیاست ارتجاعی دول غربی و در راس آنها دولت بوش و سیاستهای اعمال شده آن در منطقه و احساس قدرت جمهوری اسلامی بعد از شکست امریکا در عراق، به جمهوری اسلامی فرصتی داده است که علیه طبقه کارگر و مردم معترض استفاده میکند.
اینکه نهایت این صف بندی میان مردم معترض و جمهوری اسلامی به کجا خواهد کشید، بستگی به عوامل زیادی دارد که پرداختن به همه آنها جایش اینجا نیست. اما تلاش رژیم در اول مه و قمه چرخانی و عربده کشی حزب الله علیه کارگر و مردم در اول مه بخشی از نقشه درازمدت تر جمهوری اسلامی بر بستر اوضاع کنونی منطقه است.
اول مه امسال میتوانست از اینها فراتر برود. میتوانست نقشه شوم جمهوری اسلامی را نقش بر آب کند. برای این امر احتیاج به درجه بسیار بالاتری از اتحاد در میان کارگران و تلاش همه جانبه تر از جانب رهبران و فعالین کارگری و کمونیستها است.
در این تردیدی نیست که در اول مه امسال از جانب فعالین کارگری و کمونیستها تلاش شد سطحی از اتفاق ایجاد شود. تلاش شد درجه ای از اتحاد بوجود بیاید. تلاش شد پیوندی میان اعتراض کارگر و بخشهای معترض دیگر در دفاع از حقوق مشروع و انسانی آنها ایجاد شود. اینها را در کل این پروسه و در خود اعتراضات روز کارگر میتوان دید. دفاع از معلمان و مبارزات آنها، علیه دستگری فعالین دانشجویی و شعارهای، کارگر، دانشو معلم اتحاد،  گویای این تلاش بود. از مدتها قبل از اول مه رهبران کارگری و فعالین کمونیست و برابری طلب تلاش کردند و شهر به شهر گشتند و در محافل مختلف نشستند و با هم مشورت کرند و تلاش کردند قانع کنند که راه این است. تلاش کردند روز اول مه روزی باشد که در فردای آن درجه ای از اتحاد در میان کارگران ایجاد شده باشد. این تلاش خارج از هر ارزیابی که وجود داشته باشد قابل تقدیر است و در همین حد تاثیر مثبت خود را گذاشت، اما کافی نیست.
سنتهای بازدارند در جنبش کارگر، تاثیر سنتهای حاشیه ای و غیر کارگری و کنار زدن آنها در جنبش کارگری تنها در تلاش برای اتحاد کنار گذاشته نخواهند شد. راه سر راست به میدان آمدن تمام قد سنتی است که منفعت کل طبقه کارگر را قطب نمای حرکت خود کرده است. سنتی که روز کارگر برایش، اعلام منفعت مشترک با کارگران جهان به عنوان یک طبقه است. گرایشی که هر جا باشد، منفعت عمومی طبقه کارگر برایش اصل است. گرایشی که نقد کامل و بی کم و کاست به کل نظام سرمایه داری دارد، که کارگر را یک طبقه میداند و علیه تمام بندهایی است که تحت نام وطن، ملت، زبان و رنگ به کارگران آویزان میکنند. این سنت که خود را در مقابل کل طبقه کارگر مسئول میداند و روشن و بی توهم خواهان لغو کار مزدی است. این سنت که گرایشات بازدارنده  و موانع راه اتحاد کارگر را میشناسد و به آن نقد سریع و روشن و طبقاتی دارد. در اول مه امسال همه گرایشات و همه بوچونها به نوعی احساس میکردند باید با هم بود. اما پیشروی  و قد علم کردن طبقه کارگر در گرو پا پیش گذاشتن کارگران کمونیست و سنتی است که نقد کار مزدی را هدف خود گذاشته است و روشن و بی ابهام متکی به سنت خود است و نقد روشن و طبقاتی به سنتهای غیر کارگری در این جنبش دارد.
اگر هنوز و متاسفانه امسال هم شاهد عروج وسیع و قدرتمند طبقه کارگر در اول ما مه در ایران نیستیم، اگر صف اعتراض و تجمع کارگران در تهران را هنوز کارگر نفت و مراکز کلیدی در صف مقدم آن نیستند، و اگر این مهم بخشا به فاکتور کل اوضاع سیاسی بر میگردد، یکی از فاکتورهای مهم نیز این است که هنوز کارگر کمونیست به عنوان رهبر با نفوز و قابل اعتماد، روشن و قاطع با روشنبینی و داشتن مرز روشن و سریع با سایر گرایشات پا پیش نگذاشته است. تلاش برای تامین این مهم اولین خشت ایجاد هر اتحاد وسیع و محکمی در میان طبقه کارگر ایران است.
 



+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:38 توسط خالد حاج محمدی | 

اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه

 

اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه

به نقل از کمونیست ١٤٤
اول مه تلاشی برای اتحاد، جدالی علیه سرمایه
 خالد حاجی محمدی
 

اول ماه مه امسال شاهد تلاشهای زیادی از جانب فعالین کارگری و سوسیالیستها برای برپایی مراسمهای این روز بود. از مدتها قبل از اول مه فعالین کارگری برای تدارک مراسمهای این روز دوره ای از جدل و تبادل نظر و مشورت را با هم پیش بردند. چگونگی برگزاری این مراسمها، خواست و مطالبات و قطعنامه کارگران در این روز، به میدان آوردن کارگران و مردم، سراسری کردن صف آرایی روز کارگر، قطعنامه و سخنرانان آن، چگونگی مقابله با پلیس و دهها سوال دیگر همراه با بحثهای مفید بر سر موقعیت جنبش کارگری و گرایشات مختلف آن، موانع پیشروی و ...  مورد بحث بوده اند.
روز اول مه جدا از جشن ها و تجمعات خانوادگی و جمعهای کوچک و بزرگ در شهرهای مختلف، ما شاهد تحرکاتی نسبتا وسیع در تهران و سنندج هستیم. روز جمعه ٧ اردیبهشت کارگران و محافل و تشکلات مختلف کارگری، کانونهای مدافع زنان و کودکان و جمعهای زیادی از دانشجویان دانشگاههای تهران علیرغم فشار و تهدید نیروهای انتظامی، در آبشارخور روز کارگر را جشن گرفتند. در شهر تهران مراسم اعلام شده توسط خانه کارگر رژیم، به میدان اعتراض کارگران علیه موقعیت فلاکتبار زندگی و عاملان آن تبدیل شد. جالب این است که جمهوری اسلامی و خانه کارگرش با تمام نقشه هایی که ریخته بودند، جرائت نکردند حتی مراسم خانه کارگرشان و محل آن را از قبل اعلام کنند. درست صبح روز اول مه روزنامه های تهران محل مراسم خانه کارگر را اعلام کردند. میدانستند تجمع وسیع کارگران میتواند بساط آنها را به هم بزند و مراسم را به اعتراض کارگر به وجوه مختلف فلاکت و محرومیت و بانیان آن تبدیل کند. اینها به جایی نرسید، کارگران در این مراسم با طرح خواستها و مطالبات خود، با طنین کارگر، کارگر اتحاد اتحاد و کارگر معلم، دانشجو اتحاد، مشتی به دهان علیرضا محجوب و خانه کارگر زدند و در خیابانها با صف هزاران نفره خود راه افتادند و اعتراض خود را به نظم سرمایه اعلام کردند. در سنندج مراسم کارگران این شهر از جانب چماقداران رژیم مورد حمله قرار گرفت و ١٤ نفر از کارگران دستگیر شدند و هم اکنون در زندانند.    مراسم اول مه امسال جدالی آشکار و روشن میان جمهوری اسلامی و طبقه کارگر بود. جمهوری اسلامی هم با تمام ارگانهای مختلف آن از وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و لباس شخصی و آخوند  و اداره کار و خانه کارگر و انواع ارگان سرکوبگرش از مدتها قبل خود را برای تقابل با کارگران آماده کرده بودند.
از مدتها قبل مراکز اطلاعات آنها شروع به تهدید فعالین کارگری و نه تنها اینها بلکه دانشجویان، فعالین کمونیست، شخصیتهای خوشنام و سخنگویان نهادهای انسانی کردند. احضار کردند، تهدید کردند و هشدار دادند که در این روز تحت نظر هستند و هرچه اتفاق افتد از چشم آنها میبینند. پرونده چند ساله فعالین کارگری سقز را زنده کردند، جلال حسینی ،  برهان دیوارگر و محسن حکیمی را حکم تعلیقی دادند و محمود صالحی را دستگیر و روانه زندان کردند. برای شکستن فضای اعتراضی در دانشگاه  و برای ترساندن فعالین دانشجویی نقشه ریختند و سرانجام در دانشگاه امیر کبیر تهران بهانه تراشیدند و با بسیج چاقوکشان حزب الله به جان دانشجویان افتادند. همزمان با اینها پروژه ارتجاعی رعایت پوشش اسلامی پیش کشیدند و دست به تهدید و ارعاب علیه زنان زدند.  در کل این مدت مراسم آدم ربایی آنها فعال بود و در مواردی دانشجویان را شبانه ربوده و با کتک و شکنجه و تهدید، روبرو ساختند. این تلاشها بدنبال شکست آمریکا در عراق و کشمکش با جمهوری اسلامی به بهانه اتمی و به عنوان بخشی از تقلای رژیم جهت به شکست کشاندن مردم معترض در فضایی است که سیاست دول غربی برایش ایجاد کرده است. تلاشهای جمهوری اسلامی در کل این پروسه و نقشه و تهدید و ارعاب آنها در اول مه بر بستر همین اوضاع باید مورد توجه قرار گیرد. تاثیر سیاست ارتجاعی دول غربی و در راس آنها دولت بوش و سیاستهای اعمال شده آن در منطقه و احساس قدرت جمهوری اسلامی بعد از شکست امریکا در عراق، به جمهوری اسلامی فرصتی داده است که علیه طبقه کارگر و مردم معترض استفاده میکند.
اینکه نهایت این صف بندی میان مردم معترض و جمهوری اسلامی به کجا خواهد کشید، بستگی به عوامل زیادی دارد که پرداختن به همه آنها جایش اینجا نیست. اما تلاش رژیم در اول مه و قمه چرخانی و عربده کشی حزب الله علیه کارگر و مردم در اول مه بخشی از نقشه درازمدت تر جمهوری اسلامی بر بستر اوضاع کنونی منطقه است.
اول مه امسال میتوانست از اینها فراتر برود. میتوانست نقشه شوم جمهوری اسلامی را نقش بر آب کند. برای این امر احتیاج به درجه بسیار بالاتری از اتحاد در میان کارگران و تلاش همه جانبه تر از جانب رهبران و فعالین کارگری و کمونیستها است.
در این تردیدی نیست که در اول مه امسال از جانب فعالین کارگری و کمونیستها تلاش شد سطحی از اتفاق ایجاد شود. تلاش شد درجه ای از اتحاد بوجود بیاید. تلاش شد پیوندی میان اعتراض کارگر و بخشهای معترض دیگر در دفاع از حقوق مشروع و انسانی آنها ایجاد شود. اینها را در کل این پروسه و در خود اعتراضات روز کارگر میتوان دید. دفاع از معلمان و مبارزات آنها، علیه دستگری فعالین دانشجویی و شعارهای، کارگر، دانشو معلم اتحاد،  گویای این تلاش بود. از مدتها قبل از اول مه رهبران کارگری و فعالین کمونیست و برابری طلب تلاش کردند و شهر به شهر گشتند و در محافل مختلف نشستند و با هم مشورت کرند و تلاش کردند قانع کنند که راه این است. تلاش کردند روز اول مه روزی باشد که در فردای آن درجه ای از اتحاد در میان کارگران ایجاد شده باشد. این تلاش خارج از هر ارزیابی که وجود داشته باشد قابل تقدیر است و در همین حد تاثیر مثبت خود را گذاشت، اما کافی نیست.
سنتهای بازدارند در جنبش کارگر، تاثیر سنتهای حاشیه ای و غیر کارگری و کنار زدن آنها در جنبش کارگری تنها در تلاش برای اتحاد کنار گذاشته نخواهند شد. راه سر راست به میدان آمدن تمام قد سنتی است که منفعت کل طبقه کارگر را قطب نمای حرکت خود کرده است. سنتی که روز کارگر برایش، اعلام منفعت مشترک با کارگران جهان به عنوان یک طبقه است. گرایشی که هر جا باشد، منفعت عمومی طبقه کارگر برایش اصل است. گرایشی که نقد کامل و بی کم و کاست به کل نظام سرمایه داری دارد، که کارگر را یک طبقه میداند و علیه تمام بندهایی است که تحت نام وطن، ملت، زبان و رنگ به کارگران آویزان میکنند. این سنت که خود را در مقابل کل طبقه کارگر مسئول میداند و روشن و بی توهم خواهان لغو کار مزدی است. این سنت که گرایشات بازدارنده  و موانع راه اتحاد کارگر را میشناسد و به آن نقد سریع و روشن و طبقاتی دارد. در اول مه امسال همه گرایشات و همه بوچونها به نوعی احساس میکردند باید با هم بود. اما پیشروی  و قد علم کردن طبقه کارگر در گرو پا پیش گذاشتن کارگران کمونیست و سنتی است که نقد کار مزدی را هدف خود گذاشته است و روشن و بی ابهام متکی به سنت خود است و نقد روشن و طبقاتی به سنتهای غیر کارگری در این جنبش دارد.
اگر هنوز و متاسفانه امسال هم شاهد عروج وسیع و قدرتمند طبقه کارگر در اول ما مه در ایران نیستیم، اگر صف اعتراض و تجمع کارگران در تهران را هنوز کارگر نفت و مراکز کلیدی در صف مقدم آن نیستند، و اگر این مهم بخشا به فاکتور کل اوضاع سیاسی بر میگردد، یکی از فاکتورهای مهم نیز این است که هنوز کارگر کمونیست به عنوان رهبر با نفوز و قابل اعتماد، روشن و قاطع با روشنبینی و داشتن مرز روشن و سریع با سایر گرایشات پا پیش نگذاشته است. تلاش برای تامین این مهم اولین خشت ایجاد هر اتحاد وسیع و محکمی در میان طبقه کارگر ایران است.
 



+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:37 توسط خالد حاج محمدی | 

زنده باد اتحاد کارگران علیه بردگی مزدی!

 

زنده باد اتحاد کارگران علیه بردگی مزدی!

اول مه روز اتحاد بین المللی کارگران است. روزی که صف متحد ما علیه نظام بردگی مزدی اعلام جرم میکند، روزی که کارگران در سراسر جهان جشن طبقاتی خود را با شعار کارگران جهان متحد شوید، خواهد گرفت. روز کارگر روز اعلام اتحاد طبقاتی ما کارگران است. در این روز در سراسر جهان کارگران به میدان می آیند و به جهانیان نشان میدهند که ما  کارگران  منفعت مشترکی داریم.

به جهانیان  اعلام میکنند که طبقه کارگراز  آسیا تا آمریکا، از  اروپا تا آفریقا، هر جا که هست منفعتی جز کنار گذاشتن نظام سرمایه داری ندارد. اعلام میکنند، هیچ مرز ساخته شده ای، هیچ رنگ و مذهب و ملیتی ما را از هم جدا نمیکند. کارگران در این روز عملا با اعلام اتحاد طبقاتی خود خارج از مرزها، خارج  از دیوارهای ساخته شده میان آنها، خارج از اینکه کجای این جهان خاکی زندگی میکنند و با کدام زبان تکلم میکنند و در کدام گوشه به کار بردگی مشغولند، منفعت مشترکی دارند.
روز اول مه روز خودآگاهی به این منفعت مشرک و روز اعلام این هویت انسانی کارگران و روز اعتراض به بردگی مزدی است.  در جامعه ایران اول مه را در شرایطی برگزار میکنیم که جمهوری اسلامی سایه شوم خود را بر جامعه گسترده است.
امروز بیش از هر زمانی فقر و بیکاری، بی مسکنی و فلاکت، ناامنی و نگرانی دامن مردم را گرفته است. تلاش برای تامین نان روزانه مشغله جدی طبقه کارگر از شاغل تا بیکار است.
خطر بیکاری را چون پتکی بالای سر کارگران آویزان کرده اند و ترس از فرود آمدن آن مایه نگرانی هر انسان مزدبگیری است. اکنون بیش از همیشه ثروت و امکانات برای تامین یک زندگی انسانی در دسترس میتواند باشد. اما به همین میزان فقر و فلاکت و رنج و مشقت کارگران روزانه فزونی میابد. سایه جنگ و تهدیدات هر روزه نگرانی جدی ایجاد کرده است. طبقه کارگر متاسفانه با تمام تحرکات پراکنده و اعتراضی که داشته است، نتوانسته به عنوان نیروی جدی در صحنه سیاست ایران و بطور ابژکتیو اعلام وجود جدی کند. تامین مخارج روزانه زندگی کاری کرده است که سکوتی به اعتراض اجتماعی این طبقه تحمیل کرده است. کارگران  ایران در این دوره با تمام اعتراضات پراکنده ای که داشته اند، نتوانسته اند  به عنوان وزنه ای جدی در مقابل تهاجم سرمایه و رژیم حامیش عرض اندام کنند. همین  اعتراضات هم  که شاهد آن هستیم از تامین نان روزانه و کاستن بخشی از  فشارها تا مقابله با اخراج و بیکارسازی فراتر نرفته است. تازه در این سطح هم مبارزه و اعتراض کارگران عمدتا،  به مراکز کوچک و بخشهای کم تاثیرتر جامعه کارگری محدود بوده است. هنوز مراکز اصلی و  کلیدی کارگری از نفت تا ماشین سازیها، از برق و ترانسپورت تا آب  و ذوب آهن و... نقشی جدی در تقابل با یورش لجام گسیخته سرمایه نداشته است. بخشی از کارگران شرکت واحد یک روز دست از کار کشیدند، تهران نیمه تعطیل شد. معلمان و تحرکات اخیری که داشتند مایه نگرانی جدی رژیم شده است. اگر همین تحرک در میان کارگران مراکز صنعتی اتفاق افتاده بود، معلوم نبود اثری از جمهوری اسلامی میماند یا نه. یک روز اعتصاب صنعت نفت، یک روز دست از کار کشیدن مراکز کلیدی کارگری میتواند سرنوشت مردم را در ایران جوری دیگر رقم بزند. میتواند مانعی جدی در مقابل قلدری سرمایه  و رژیم اسلامیش ایجاد کند. یک روز اعتصاب در مراکز کارگری پایه های این نظام را میتواند به لرزه در آورد. میتواند  توازن را به نفع کارگران و مردم تغییر دهد و میتواند مناسب ترین شرایط را برای تعرضات طبقه کارگر علیه نظم موجود ایجاد کند.                                     
مشکل اصلی این است که موتور تحرک این طبقه خود پراکنده و بی سازمان است. کارگران سوسیالیست، کمونیستهای کارگری و رهبران کمونیست در میان کارگران خود پراکنده و نامتحد اند. اعتراض کارگر به نطام بردگی روزانه در گوشه و کنار این جامعه اتفاق می افتد. هر تجمع کارگری به هر نام و هر جا و با هر ترکیبی، حتی زمانی که ارگانهای خود رژیم به بهانه هایی کارگران را جلو خانه کارگر یا بر سر قبر خمینی و امام راحلشان جمع میکنند،  از دل خود تنفر ضد سرمایه داری را بیرون میزند. اما کل ماجرا این است که کمونیستها، کارگران کمونیست، کسانی که همیشه اتحاد کارگران و منفعت عمومی این طبقه قطبنمای حرکت آنهاست، هنوز پرچم اعتراض طبقه کارگر را علیه بربریت این نظام در جلو اعتراض کارگر در دست ندارند. 
اوضاع سیاسی جامعه، موقعیت اقتصادی فلاکت باری که به طبقه کارگر و مردم تحمیل شده است، جنگ و جدال احزاب مختلف با منافع مختلف در جامعه، گرایشات مختلفی را در میان کارگران شکل داده است و بر  جنبش کارگری تاثیر گذاشته است و قطب بندیهایی را در درون جبنش کارگری بوجود آورده است. یکی مبارزه کارگر را تنها در اعتراض و آکسیون ضد رژیمی خلاصه میکند و آن یکی کل اعتراض کارگر را به تامین و خواستهای روزانه این طبقه برای بهبودی در وضع اقتصادی آن تعریف میکند. در شرایطی که هیچکدام از این گرایشات منفعت دراز مدت این طبقه و رفع بردگی مزدی را عملا نشانه نمیروند. در شرایطی که هیچکدام مبارزه کارگر برای رفع کامل استثمار، برای ایجاد جامعه ای برابر را نمایندگی نمیکنند.
کمونیسم یک گرایش قوی و با نفوذ در جنبش کارگری است که بخش وسیعی از رهبران و فعالین کارگری را با خود دارد. رفع موانع مبارزه کارگر، راه افتادن یک جنبش قدرتمند و بی توهم علیه نظام سرمایه داری، ایجاد افق روشن انقلاب کارگری، در گرو خودآگاهی این طبقه و در گرو تمایز گرایش کمونیستی و اتحاد و سازمان دادن این گرایش در مبارزه روزمره کارگر به عنوان پرچمدار اتحاد این طبقه علیه نظم موجود است. تضمین اتحاد طبقه کارگر و بمیدان آمدن کارگران در مراکز کلیدی تولید  به عنوان مرکز قدرت این طبقه،  در گرو پا پیش گذاشتن رهبران و فعالین کمونیست در میان کارگران  و در صف اول مبارزه آنان است.
انقلاب کارگری علیه نطام بردگی مزدی بدون تحزب کمونیستی خواب و خیال است. تقویت کارگران کمونیست و اتحاد میان آنها و به میدان آمدن آنها به عنوان نمایندگان و پیشقراولان صف کارگران معترض، قدم اول در راه شکل دادن به یک حزب کمونیستی قوی ، توده ای و قدرتمند برای پیشبرد امر انقلاب کارگری است. اول ماه مه روز خودنمایی و اعتراض متحد کارگران علیه نظام بردگی است . در اول ماه مه  زنده باد اتحاد کارگران علیه بردگی مزدی.
 



+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 16:23 توسط خالد حاج محمدی |