تبليغاتX
خالد حاج محمدی - ایران، امریکا، جنگ یا مذاکره! مردم نباید منتظر نتیجه این قمار شوند!

::آغازين وبلاگ::

 

درباره

خالد حاج محمدى



khaledhaji@yahoo.com
0046707485754

 

طراح قالب

طراح قالب

 

پشتيباني

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

ایران، امریکا، جنگ یا مذاکره! مردم نباید منتظر نتیجه این قمار شوند!

 

ایران، امریکا، جنگ یا مذاکره! مردم نباید منتظر نتیجه این قمار شوند!

نقل از کمونیست ١٣٥

     


خالد حاج محمدی                                                                                                      

khaledhaji@yahoo.com

مناقشات آمریکا با ایران از داغترین اخبار روز رسانه ها است. تحلیلگران و مدیا حول مسئله تحریم بیشتر ایران، اجلاس امنیتی عراق و شرکت نمایندگان ایران و سوریه در این اجلاس، اظهار نظر مقامات مختلف آمریکا و ایران و دول غربی بر سر این مسئله و تلاش هر کدام برای مهندسی افکار حول جهت و اقدام خود،  بحث میکنند. روز ٢٧ فوریه کاندولیزا رایس تائید کرد که در اجلاسی که با هدف بررسی بحران عراق در آوریل در شهر بغداد برگزار خواهد شد، از جمله نمایندگان جمهوری اسلامی و دولت سوریه نیز شرکت میکنند. جمهوری اسلامی نیز آمادگی خود را برای شرکت در این اجلاس و از جمله مذاکره مستقیم با دولت آمریکا بر سر عراق اعلام کرده است. فاکتوری که در این میان و در توازن قوای موجود از جانب آمریکا قبول شده است،  مذاکره با ایران و پذیرش شرکت سوریه و ایران در مذاکرات بر سر امنیت عراق است. طرح دخالت دادن ایران و سوریه برای حل بحران عراق، قبلا از جانب گروه جیمز بیکر پیشنهاد شده بود که در آن زمان از جانب دولت بوش رد شد. دولت بوش ایران را به عنوان عامل ناامنی در عراق و قاتل سربازان آمریکایی معرفی میکرد و هر نوع پذیرش نمایندگان این کشور را در مذاکرات منوط به توقیف برنامه هسته ای ایران میکرد. احمدی نژاد اعلام کرده است که ترمز قطار هسته ای ایران را از بین برده اند و با سرسختی  به دول غربی جواب سربالا داده است. درست در همین شرایط صرف اینکه حضور ایران در این مذاکرات پذیرفته شده است، چرخشی در جهت و سیاست تا کنونی دولت آمریکا و به همین اعتبار یک عقب نشینی آشکار است. این مسئله میتواند دلایل مختلفی داشته باشد، از تلاش برای کاستن فشار مخالفان دولت بوش در خود آمریکا و نشان دادن اینکه دولت آمریکا همه راهها را آزمایش کرده است، تا کاستن مخالفتهای دول چین و روسیه و رقیبان اروپایی دولت آمریکا و تا تدبیری به کمک این دول برای کم کردن دامنه شکست دول غربی در جنگ عراق و نجات خود از این گرداب . امر مسلم این است که دولت بوش با تمام تلاشهای دوره اخیر خود و از جمله افزایش نیروهای خود در عراق و منطقه و طرح پاکسازی بغداد از نیروهای شبه نظامی و تروریسم، کنترل آمریکا و دول غربی بر عراق نه تنها بیشتر نشده ، بلکه اوضاع روز به روز وخیمتر شده است.

مسئله دیگر اینکه بحث سر امنیت عراق با حضور ایران و سوریه و  توقع از این دو کشور برای کمک به امنیت عراق نمیتواند مسئله امنیت ایران و سوریه را نیز همراه خود طرح نکند. معلوم است که آمریکا  نمیتواند چنین توقعی را از دولتی مثل ایران داشته باشد که خطر جنگ و حمله نظامی را بالای سرش نگه داشته باشند. این امر خواه ناخواه طرح امنیت ایران و کاستن مخاطرات حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را نیز همراه خود  به موضوع مذاکره تبدیل خواهد کرد.  ایران بزرگترین قدرت در عراق و دخیلترین نیرو در این بحران است و از آن به عنوان وزنه ای در مقابل دولت آمریکا و کل مخالفان خود استفاده میکند.

این ماجرا و این چرخش در سیاست دولت بوش اولین تاثیراتش در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی در ایران، ایجاد نومیدی در میان ناسیونالیست های پروغرب  و بیش از همه امثال مجاهدیدن و جریانات ناسیونالیست کرد است که امید خود را به دولت بوش  بسته و برای کمکهای آمریکا کیسه دوخته بودند است. 

مردم نباید منتظر نتیجه این قمار شوند!

خطر جنگ و ماجراجویی هنوز بالای سر مردم ایران است. ما به کرات گفته ایم که مقابله با دستیابی ایران به سلاح اتمی از جانب دولت آمریکا بهانه ای بیش نیست. همچنانکه حمله به عراق و تبدیل این کشور به ویرانه ای ربطی به مقابله با سلاح کشتار جمعی نداشت و همچنانکه جنگ خلیج در سال ٩١ ربطی به دفاع از کویت نداشت. کل تلاش دولت آمریکا بعد از ریختن دیوار برلین و شکست دولت روسیه، اعمال قلدری و تحمیل خود بر رقبای اروپایی خود و چین و ژاپن در دنیای یک قطبی بوده است. تلاش برای تبدیل شدن دولت آمریکا با اتکا به قلدری نظامی به ژاندارم دنیای پس از شکست بلوک شرق، سیاست و قطب نمای دولت آمریکا و سیاستهای آن در این دوره بوده است.  و اکنون در عراق و منطقه این تلاش از جانب دولت آمریکا در جریان است. شکست تا کنونی سیاستهای دولت آمریکا در عراق و لبنان همراه خود جریان اسلامی را به عنوان نیروی اصلی که در تقابل با دولت آمریکا نقش ایفا کرده است را به جلو صحنه رانده است. جریانات اسلامی و در راس آن جمهوری اسلامی،  در نبود یک نیروی قوی و یک قدرت آزادیخواهانه در این تقابلها، به نیروی جدی و مهم در منطقه تبدیل شده اند. بوش و سیاستهایش در این تقابل شکست خورده است و اکنون در بدترین موقعیت خود از زمان سر کار آمدن تا همین امروز قرار دارد. همین موقعیت ضعیف میتواند دلیلی برای ماجراجویی و شروع جنگی خانمانسوز در ایران و تمام منطقه باشد. اسرائیل میتواند ایفای نقشی کند و با پرتاب چهار موشک به ایران آتشی به این انبار باروت در منطقه بکشاند. دولت آمریکا و ایران در دو طرف این ماجرا زندگی و هستی مردم را برای ایجاد جنگی صد بار وحشیانه تر از آنچه در عراق اتفاق افتاد، تهدید میکنند. زندگی و هستی میلیونها انسان در ایران و منطقه را قرار است این قمار تعیین کند و رقم بزند. مردم نباید منتظر نتیجه این قمار باشند. انتظار و امید به اتفاقات و جنگ و گریز میان جنایتکارترین دولتهای تاریخ بشر، از خود جنگ مهلکتر و خطرناکتر است. چه جنگی صورت بگیرد و چه نگیرد، انسانی ترین راه برای ما مردم و برای خلاصی از دست این دوئل بازان جنایتکار خاتمه دادن به عمر جمهوری اسلامی است. ما مردم تنها نیرویی هستیم که میتوانیم اگر متحد شویم و اگر به میدان آییم، نقشه شوم کشتاری میلیونی و استیصال و بدبختی را در کل منطقه به سراب تبدیل کنیم. راه دیگری برای خلاصی از تهدید و ارعاب و کشتار و فقر و محرومیت نیست. دو طرف این بازی، آمریکا و ایران، دشمنان ما مردم و عاملین جنایت و بربریت بیش نیستند. صحنه های که اکنون در جامعه عراق، از کشتار و جنگ قومی و لت و پار کردن کودکان و مردم بیگناه تا فقر و محرومیت و استیصال که در جلو چشمان ماست، فراد و با وجود این جانیتکاران و با وقع جنگی دیگر در ابعاد چند صد برابر، برای خود ما، برای کودکانمان و همسایه و دوست و عزیزانمان در ایران روی خواهند داد. آنچه در بصره و نجف و بغداد روزانه اتفاق می افتد، در مقیاس غیر قابل مقایسه ای فراد در اهواز، آبادان، تهران، ارومیه و تبریز و... اتفاق خواهد افتاد. جریانات قومی و مذهبی از مجاهدین خلق تا سازمان زحمتکشان و حزب دمکرات و انواع گروه قومی ترک و لر و بلوچ و عرب و .... صف بسته اند تا به یمن شروع جنگ و به کمک دولت بوش و با پول و اسلحه دولت آمریکا و با پاکسازی قومی و کشتار مردم بیگناه به کاری گمارده شوند. جریانات آریایی و نژاد پرست در فرادی این اتفاق از اینها کمتر خطرناک نیستند و جمهوری اسلامی و انواع گروه تروریست و مسلح همراه با بمبارانهای همه جانبه و بکار بردن آخرین سلاحهای کشتار جمعی را به اینها اضافه کنید، آنوقت معلوم است چه فاجعه ای میتواند اتفاق بیفتد.

انتظار مهلک است و هر تاخیری در بسیج و متشکل شدن و اتحاد مردم به زیان ما خواهد بود. رهبر کارگری، زن برابری طلب، انسان شریف و آزادیخواه، امروز دیگر نمیتواند چشمانش را بسته و دست به کلاه خود بگیرد. هم اکنون خطر جنگ و تحریمهایی که شده تاثیرات خود را بر بیکاری و فقر بیشتر و گرانی و ترس و نگرانی و ناامنی، به هر جمع و محفل و کارخانه و مدرسه ای کشانده است. ما میتوانیم در مقابل این جهنم قد علم کنیم، میتوانیم  مانع یک فاجعه بزرگ و وحشتناک در خاورمیانه شویم و میتوانیم مانع این شویم که سرنوشت بشریت در ایران و کل خاورمیانه را مشتی جنایتکار جنگی رقم بزنند. فراد دیر است و امروز باید دست به کار شد. حزب حکمتیست با تمام توان در این راه خواهد کوشید. اما این کافی نیست، نیروی ما بدون پیوستن کل انسانهای شریفی که این دوران خطیر را درک میکنند، برای این تقابل کافی نیست. این وظیفه بر دوش همه ما، بر کارگران نفت و ماشین سازی و ذوب آهن و ... ، بر معلمین و دانشجویان، بر زنان و جوانان و بر همه انسانهایی است که نمیخواهند جامعه ایران به ویرانه ای تبدیل شود و گرسنگی و کشتار و جنایت و مرگ و آوارگی و جنگ، سایه شوم خود را بر همه جا بیندازاد است. حزب حکمتیست ظرف مبارزه همه ما، ظرف اتحاد صف آزادیخواهی و ظرف تقابل با این جهنم است. با ما باشید و در تقابل با این جنایتکاران و برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی به این صف بپیوندید. ما همگی این را به بشریت، به کودکانمان و به خود و مردمی که در انتظاری مرگ بار شب و روز میکنند، مدیونیم. ما گارد آزادی را برای ایفای نقشی در این شرایط و به عنوان نیروی مسلح مردم در تقابل با نیروهای سناریوی سیاه و برای دفاع از امنیت مردم سازمان دادیم. گارد آزادی ابزار دست ما مردم در این تقابل است و باید به آن پیوست، باید واحدهای آن را تشکیل داد و باید آن را تقویت کرد. 

٢٨ فوریه ٢٠٠٧


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 17:30 توسط خالد حاج محمدی |