تبليغاتX
خالد حاج محمدی - "شاهکار" بسیج دانشجویی، و لزوم دفاع از حقوق همه دانشجویان!

::آغازين وبلاگ::

 

درباره

خالد حاج محمدى



khaledhaji@yahoo.com
0046707485754

 

طراح قالب

طراح قالب

 

پشتيباني

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

"شاهکار" بسیج دانشجویی، و لزوم دفاع از حقوق همه دانشجویان!

 اما بعد از ١٦ آذر موفق و قدرتمند،  نه کار دانشجویان و نه جمهوری اسلامی و بسیج دانشجویی آن تمام نشده است و قرار هم غیر از این نبود. تلاش رژیم و نیروهای نظامی و شبه نظامی و اطلاعاتی آنها برای اعمال فضای نظامی و سکون و سکوت کماکان ادامه دارد. احظار به کمیته های انظباطی، بستن نشریات غیر دولتی و ندادن مجوز به دهها نشریه دانشجویی، اخراج تعدادی از دانشجویان از تهران تا تبریز و سنندج و مازندران و مشهد و سایر نقاط، تلاش برای جداسازی دختران و پسران در سلف سرویس و سرویسها، تهدید دختران برای رعایت پوشش اسلامی، ستاره دار کردن دانشجویان معترض و اخطارهای کتبی و شفاهی و ... کماکان ادامه دارد. در این میدان طیفی از دانشجویان ظاهرا جهت خود را حمله به چپ در دانشگاه و مبارزه با حضور چپها گذاشته اند. اینها نیز قابل درک است. اینها بخشی از نیروی هستند که سالها دنبال جناحهای رژیم افتاده بودند و اصلاح طلب و دوم خردادی بودند و اکنون سرگردان و سردرگم هستند. اینها بیش از آنکه از رژیم بترسند، نگران به چپ چرخیدن فضای دانشگاه و دست خالی ماندن خود هستند. اینها بخشی از جنبش ملی اسلامی در دانشگاه هستند که تا دیروز صحنه گردان و در راس تحرکات بودند و با انتقادهای نیم بند خود به حاکمیت، فضا را در دست داشتند. ماجرا این است که این دوران تمام شده است. شکست جریان ملی اسلامی در صحنه سیاست ایران فراتر از آن است که تکاپوی اینها و فحاشی به چپها و کمونیستها از جانب این طیف  دردی از آنها را دوا کند. اینها بعد از باختن  بازی فوتبال یقه بازیکنان تیم برنده را گرفته اند. نیروها و احزاب و جریاناتی که این طیف متوهم را با خود داشتند، همزاد خود جمهوری اسلامی اند که جنبش اصلاحات آنها سالهاست شکست خورده است. چپ و سوسیالیست در دانشگاه باید کار خود را بکند و نقشه خود را دنبال کند و اینها را به حال خود رها کند و مزاحمتهایشان را در جای مناسب از سر خود کم کند. 
اما کار چپها و سوسیالیستها هنوز در اولین قدم است. در ١٦ آذر امسال نسل جوان و رادیکال با شعارهای انسانی و آزادیخواهانه خود توانست به سخنگوی توده وسیع دانشجویان و مردم در سراسر ایران تبدیل شود. این نسل و رهبران و سازماندهندگان این تحرکات امیال طیف وسیع دانشجویان و مردم مدافع آزادی و رفاه و برابری را نمایندگی کردند. برای اولین بار در تاریخ چند دهه گذشته توده وسیع دانشجویان را از سر رادیکالیسم خود جمع کردند و به مرکز توجه مردم در سراسر ایران تبدیل شدند. اقدام بسیج دانشجویی و فریادهای لمپنی آنها و کمپین ارتجاعی جریانات راست و ملی اسلامی در دانشگاه علیه این چپ  به دلیل این نقطه قوت نسل جوان در دانشگاه است و قابل درک. ولی با تمام اینها هنوز این چپ نیز در اولین پله راه خود است.
تا جایی که به این اوضاع برگردد مسئله مهم این است که کمونیستها و فعالین رادیکال در دانشگاه متوجه این باشند که جبهه نبرد در دانشگاه علیه جمهوری اسلامی و دفاع بی قید و شرط از حقوق انسانی همه است. ایجاد سد و مانع در مقابل نیروهای شبه نظامی رژیم و تعرضات دستگاه سرکوب در دانشگاه اصل کار ماست. جبهه اصلی نبرد اینجا است و این را تحت هیچ شرایطی نباید فراموش کرد. باید کماکان به عنوان نماینده کل دانشجویان، کل کسانی که میخواهند دانشگاه پادگان نباشد، میخواهند آزادی بیان و تشکل حق مردم باشد، مخالف تبعیض جنسی هستند، مخالف اخراج و تهدید و ارعاب هستند، خواهان بیمه بیکاری هستند،  ظاهر شد. این امر برای کمونیستها تاکتیک نیست. ما آزادی را برای همه میخواهیم، رفا را برای همه میخواهیم، آزادی بیان و عقیده و اعتصاب را برای همه میخواهیم. اگر فضایی که ما برایش تلاش میکنیم اعمال شود، اگر دست ما باشد هر انجمن و نشریه و روزنامه ای آزاد است حتی اگر از نظر ما ارتجاعی و ضد کمونیستی باشد. این فرقی است میان این چپ با چپ فرقه ای و حاشیه ای که هیچوقت نتوانسته منشا اثری باشد. در این اوضاع و در مقابل تعرض جمهوری اسلامی این چپ باید کماکان لولای اتحاد کل دانشجویان علیه تعرض رژیم باشد. جدا از اینکه هر کسی چه عقیده ای دارد، خدا پرست است یا بی خدا، اسلامی است یا کمونیست، هر زبان و مسلکی که دارد، حق دارد آزاد باشد و در مقابل تعرض رژیم در امان باشد. چپ باید همه را با شعارها و مطالبات انسانی خود زیر چتری جمع کند. همه کسانی که آزادی میخواهند، رفاه و عدالت و برابری میخواهند را باید جمع کرد.
مسلم این است که چپ در دانشگاه تنها نیست، جنبشها و گرایشات دیگر از هر نوع در تلاشند مهر خود را به تحرکات بزنند و همیشه اینچنین خواهد بود. مسئله این است که مبارزه با این گرایشات و پس زدن و خنثی کردن آنها نیز باید در پرتو مبارزه با جمهوری اسلامی باشد. اگر غیر از این باشد حاشیه ای و نامربوط خواهد بود. نباید با کسی سازش کرد و یا کوتاه آمد ولی باید دید در کدام میدان ما گرایشات دیگر را حاشیه ای خواهیم کرد. باید از سر دفاع از منفعت عمومی مردم، از سر دفاع از رفاه و آزادی مردم، از سر مقابله با سرکوب و توحش اسلامی و در این میدان بی ربطی سایر گرایشات به منفعت و آسایش و زندگی انسانی برای مردم را نشان داد و آنها را نقد و حاشیه ای کرد و مزاحمتهایشان را از سر خود کم کرد. کل مسئله این است که چپ باید منفعت عمومی تری را دنبال کند و مد نظر داشته باشد. باید به عنوان صاحب جامعه و مسئول در قبال اوضاع و صاحبخانه و با اعتماد به نفس ظاهر شود. به عنوان نمایند منافع عمومی دانشجویان و مردم، به عنوان رهبران و دلسوزان واقعی آنها و در همین میدان باید وارد شد. رشد این چپ و پس زدن تعرضات جمهوری اسلامی و زدن بر دهان بسیج دانشجویی از همین در ممکن است.
١٠ ژانویه ٢٠٠٧


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 23:25 توسط خالد حاج محمدی |