به نقل از سخنرانی "بهاالدین ادب" در مورد اهداف جبهه متحد کرد چنین آمده است: "دموکراسی خواهی با مفهوم ایجاد، بنیان و توصیه آن در تمامی زمینه ها، عدالت طلبی، نه فقط به معنای توزیع ثروت بلکه عدالت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و توزیع عادلانه قدرت، زیرا کردها در هرم قدرت جایگاه مناسبی ندارند و سرانجام توسعه متوازن، از جمله سواد در میان اکراد، سه محور فعالیت جبهه متحد است. این جبهه به قانون اساسی پایبند بوده و در چهارچوب آن فعالیت خواهد کرد و دارای فعالیت شفاف و به دور از پنهان کاری است. جبهه متحد کرد به دنبال هیچ گونه تجزیه طلبی نبوده و در قالب تمامیت ارضی ایران فعالیت خواهد کرد، زیرا معتقدیم که صاحبان اصلی این سرزمین کردها هستند . مشی ما انجام فعالیت های مسالمت آمیز و نفی خشونت است، با تمام احزاب، گروه های سیاسی و اجتماعی دیگر تعامل خواهیم داشت." از تعارفات آقایان و کلمات "عدالت" و "دمکراسی خواهی" آنها که البته این را هم در مردم در دوران خاتمی رهبر نوارانی این طیف تجربه کردا ند خواهیم گذشت و به اهداف واقعی این جماعت و تاریخ و جهت آنها اشاره ای کوتاه خواهم کرد. اینها به قول خود خواهان سهیم شدن در قدرت هستند و سهم خود را نامتناسب میدانند که به نام سهم "اکراد" از آن اسم برده اند. و با هر نوع خشونتی هم سازگاری ندارند. این جماعت همیشه البته در قدرت سهیم بوده اند و در طول حیات جمهوری اسلامی و در دوره های مختلف با این رژیم بوده اند و اکنون نیز در همین دولت بخشی از آنها نماینده مجلس و همگی وفادار به قانون اساسی ایران میباشند. تلاش اینها تکاپوی جریانی است که سالها تحت نام اصلاح طلبی و اصلاح جمهوری اسلامی و دادن چهره مردم پسند تر از رژیم فعالیت کرداند و برای جمهوری اسلامی عمر خریده اند. اینها طرفداران و شرکای رده چندم جنبش دوم خرداد هستند که دور خاتمی جمع شده بودند و در دفاع از او سر از پا نمیشناختند و سرانجام و بعد از شکست پروژه اصلاح رژیم و خاتمی، سر در گم و بی آینده در تلاش سر پناه و اهرمی برای سهم بیشتر و جا پایی در حکومت هستند. این اهرم در حال حاضر اهرم قومی و فعالیت زیر نام جبهه متحد کرد است. مسئله کرد و وجود ستم ملی در کردستان، آن کانالی است که اینها هم میخواهند برای سهم خواهی از دولت مرکزی به آن آویزان شوند. تمام دمکراسی خواهی و مخالفت با خشونت این آقایان ربطی به آزادی و عدالت در جامعه و اعتراض به خشونت علیه مردم ندارد. منظور آنها از عدالت به خوبی در سخنان بها ادب که همان "توزیع عادلانه قدرت" است که هدف سهیم شدن خود به نام اکراد و نماینده کردها میباشد و نه چیزی دیگر. مبارزه مسالمت آمیز آقایان نیز تلاش برای اطمینان به رژیم است که جبهه آنها ربطی به اعتراض و اعلام تنفر مردم از جنایات رژیم ندارند. مبارزه مسالمت آمیز و مرزبندی با "خشونت" کلید رمز مخالفت آنها با اعتراضات بر حق مردم است که از جانب همینها و دوستانشان در حاکمیت همیشه به خشونت کشیده شده است. برای اینها "اکراد" و یا مردم کرد زبان و بسیج آنها به زیر پرچم خود، ابزار شرکتشان و فشار آنها به جمهوری اسلامی است که هوای سهم آنها رادر قدرت داشته باشد. همچنانکه گفتم اینها به اعدام و کشتار در این جامعه و از جانب دولت ایران ایرادی نمی بینند و بخش زیادی از آنها سالیان سال با این رژیم بوده و انتقاد نیم بندی هم به خشونت دولت علیه مردم و قتل عام و اعدام و زن کشی نداشته اند. جبهه متحد کرد تلاشی از جانب مهره های سوخته دوم خرداد رژیم در کردستان، یا بخشی از جنبش ناسیونالیستی کرد است که تا کنون با حاکمیت سهیم و دخیل بوده و اکنون به نقش و موقعیت کنونی خود راضی نیستند. اینها میخواهند اعتراض مردم کارگر و زن و جوان در کردستان را از اهداف خود دور کنند، به بی راهه بکشند و زیر چتر ناسیونالیستی مهار کنند و لباس قومی و حتی اسلامی نوع سنی گری را به آن بپوشانند. در این چند سال و بعد از شکست اصلاح طلبان به رهبری خاتمی این جماعت همیشه تلاش کرده اند به عنوان نمایند عقب افتادگی و ارتجاع سنی و ناسیونالیستی اهرمی باشند که از یک طرف اعتراض بر حق مردم را مهار و منحرف کنند، و از طرف دیگر با انگشت گذاشتن و باد زدن ارتجاع سنی و احساسات ناسیونالیستی، دست گذاشتن روی نفاق قومی، مردم را دور خود جمع و به عنوان اهرم فشار در خدمت سهیم شدن خود در قدرت و گرفتن کرسی و موقعیت در جمهوری اسلامی استفاده کنند. اشک ریختن اینها برای عدم وجود مسجد سنیها در تهران و حقوق اقلیتهای مذهبی و مشخصا سنیها و خود را سخنگوی به قول خودشان "اکراد" کردن و اهداف سه گانه اعلام شده آنها گویای همین حقیقت است. تکاپوی اینها تحرک بخشی از حاکمیت و روشنفکران ناسیونالیست اسلامی کرد است که به موقعیت کنونی خود در جمهوری اسلامی راضی نیستند. اینها نماینده احدالناسی در کردستان نمی باشند و هیچوقت نبوده اند. بخش زیادی از این جماعت در دورهای مختلف ریاست جمهوری رفسنجانی و خاتمی، چشم و گوش رژیم در کردستان بوده و هنوز هم هستند. اینکه چرا در این اواخر به فکر جبهه متحد افتاده و از دمکراسی و حقوق "اکراد" سخن میگویند و از حجره و علمیه بیرون آمده و مهندس و دکتر و استاد همدیگر را صدا میزنند، دلایل دیگری دارد. کل داستان این است که در چند سال گذشته ما شاهد اعتراضات زیادی در میان مردم علیه جمهوری اسلامی بوده ایم. دوران قمه کشی و قلدری و اسید پاشی به صورت زنان و عربده حزب الله به یمن مبارزات مردم تمام شده است. خطر از هم پاشیدن و به زیر کشیدن جمهوری اسلامی اکنون دیگر زبانزد خود سران رژیم است. اینها نیز در این اوضاع امیدی به حاکمیت ندارند و در فکر آینده خود بعد از جمهوری اسلامی هستند. از طرف دیگر موقعیت احزاب اصلی ناسیونالیست کرد خود چندان رضایت بخش نیست. حزب دمکرات چند شقه شده است. سیاستهای احزاب ناسیونالیستی در پرتو شکست دولت آمریکا در عراق و منطقه به عنوان نقطه امید آنها به بن بست رسیده و افق آنها تیره و تار شده است. افق جریانات قومی از هر نوع آن از سازمان زحمتکشان تا بقیه با شکست استراتژی دولت بوش در عراق و مالیده شدن کمک به فدرالیستچی ها و جریانات قومی و دخالت از این طریق در ایران و حمله نظامی به ایران، به مراتب تیره و تار تر است. نگرانی از آینده جمهوری اسلامی و خلائی که در جنبش ناسیونالیستی کرد ایجاد شده، برای این جماعت فرجه و فرصتی ایجاد کرده است که کاری کنند. مسئله حزب سازی و جبهه درست کردن و بیانیه دادن و انتقادهای نیم بند اینها به جمهوری اسلامی، بخشا از سر فرصت طلبی و ایجاد جا پایی برای آینده خود و بخشا از سر موقعیت نا مناسب ناسیونالیست کرد است. جبهه متحد کرد و اهدافی که دنبال میکنند، ربطی به مسئله مردم کارگر و زحمتکش ندارد. اینها حتی سر سوزنی به حل مسئله کرد هم مربوط نیستند. این تحرک کاملا علیه منافع مردم و تلاشی برای رنگ اسلامی و قومی دادن به اعتراض مردم و رام کردن آن در خدمت ارتجاع است. اینها تاریخا علیه مردم و در خدمت جمهوری اسلامی از هیچ تلاشی کوتاهی نکرده اند. اینها دنبال همان اهداف ضد مردمی و ارتجاعی قدیم خود در قالبهای جدیدند. اینها را به همین عنوان باید در میان مردم افشا و رسوا کرد. khaledhaji@yahoo.com
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:3 توسط خالد حاج محمدی
|